تبليغاتX
پایگاه شهید چمران شهرستان لاهیجان
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS

دامنه آي آر 3800

ننشینید كه باز یك جایی را آتش بزنند
موضوع: 88/08/13 21:39
بازخواني بيانات تاريخي امام خميني
ننشینید كه باز یك جایی را آتش بزنند/ اينها مرگ بر شوروي را مطرح مي‌كنند تا امريكا فراموش شود

"...نباید ما فراموش كنیم كه در جنگ با آمریكا هستیم. ما در جنگ با آمریكا و تفاله های آمریكا (هستیم)، این تفاله هایی كه قالب زدند خودشان را و ما غفلت كردیم، الان هم هستند. باید هر یك از اینها را شناسایی كنید و به دادگاهها معرفی كنید، ننشینید كه باز یك جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی كنند كار ندارند به این كه كی كشته بشود وكی از بین برود...خط این بود كه اصلا آمریكا منسی بشود. یك دسته شوروی را طرح می كردند تا امریكا منسی بشود، یك دسته "الله اكبر " را كنار می گذاشتند، سوت می زدند و كف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود كه این قضیه مرگ بر امریكا منسی بشود..."

بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی در واكنش به شعار‌های انحرافی اول انقلاب كه با هدف فراموشی استكبار جهانی صورت می‌گرفت، فرمودند: یك دسته "الله اكبر " را كنار می گذاشتند، سوت می زدند و كف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود كه این قضیه مرگ بر آمریكا منسی بشود.

امام روح‌الله بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به لزوم مبارزه با استكبار جهانی تاكید داشته و نماد این استكبار را آمریكا می‌دانستند؛ در اوایل انقلاب كه برخی‌ از گروه‌ها و جریان‌های سیاسی با طرح شعار‌های انحرافی تلاش كردند تا شعار مرگ بر آمریكا را از شعارهای انقلاب حذف كنند،‌ حضرت امام روح‌الله(ره) هوشمندانه در برابر این جریان ایستادگی كردند و فرمودند: "پای نطق و سخنرانی یك نفر آدمی كه با آنها دوست است كف می زنند و سوت می كشند و آمریكا را از یاد می برند. خط این بود كه اصلا آمریكا منسی بشود. یك دسته شوروی را طرح می كردند تا آمریكا منسی بشود."

در این گزارش به بازخوانی فرمایشات امام خمینی(ره) پرداخته‌ایم:

"....نباید ما فراموش كنیم كه در جنگ با آمریكا هستیم. ما در جنگ با آمریكا و تفاله های آمریكا (هستیم)، این تفاله هایی كه قالب زدند خودشان را و ما غفلت كردیم، الان هم هستند. باید هر یك از اینها را شناسایی كنید و به دادگاهها معرفی كنید، ننشینید كه باز یك جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی كنند كار ندارند به این كه كی كشته بشود وكی از بین برود، دشمنی خصوصی هم با هیچ كدام ندارند. خوب ، هفتاد و چند نفر از بهترین جوانان ما را كه از بین بردند، اینها با افرادشان یك آشنایی نداشتند، نمی شناختند،اما می خواستند یك شلوغی بشود، یك انفجاری حاصل بشود و مردم از صحنه بیرون بروند و دیدند كه خیر، عكس شد مطلب مردم . این شهادت اسباب این شد كه همه با هم منسجم بشوند. این اسباب این شد كه مشت این ادعا كن‌ها كه ما برای آزادی و برای كذا می خواهیم زحمت بكشیم و باید این ملت آزاد باشد و كذا، مشت اینها باز شد كه اینها ازچه سنخ آزادی می خواهند؛ آزادی انفجار! آزادی انفجار اینها می خواهند. اینهامی خواستند كه این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یك سال دیگر بسیاری ازجوانهای ما را منحرف كنند آزادانه و بسیاری از كارهایی كه می‌خواهند مخفیانه انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند، برای اینكه، آزادی است! بی‌جهت نیست كه در آن نقطه‌ای با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت می زنند و كف می زنند. امام مظلوم ما به شهادت رسیده ، روز شهادت امام مظلوم ما، پای نطق و سخنرانی یك نفر آدمی كه با آنها دوست است كف می زنند و سوت می كشند و آمریكا را از یاد می برند. خط این بود كه اصلا آمریكا منسی بشود. یك دسته شوروی را طرح می كردند تا امریكا منسی بشود، یك دسته "الله اكبر " را كنار می گذاشتند، سوت می زدند و كف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود كه این قضیه مرگ بر امریكا منسی بشود..." (صحیفه امام ج 15 ص29)

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

میلاد با سعادت حضرت امام رضا بر پیشگاه امام زمان و بر شما دوستان مبارک باد
موضوع: 88/08/07 22:4

زادگاه
هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلي

لقبها
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

 

مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت ?رضا? است و در سبب اين لقب گفته اند: ?او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.?

مادر امام
در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند.

زاد روز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاي (148 و 151 و 153ق) و در روزهاي جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذي القعده ناميده اند.

روز شهادت
روز وفات آن حضرت را نيز به سالهاي (202 و 203 و 206ق) دانسته اند.
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148ق) يعني همان سال وفات امام صادق عليه السلام بوده است، چنان كه مفيد، كليني، كفعمي، شهيد، طبرسي، صدوق، ابن زهره، مسعودي، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزي و كساني ديگر اين نظر را برگزيده اند.
در باره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال(203ق) است.
بنابر اين روايت، عمر آن حضرت 55 سال مي شود كه 25 سال آن را در كنار پدر خويش سپري كرده و 20 سال ديگر امامت شيعيان را بر عهده داشته است.
اين 20سال مصادف است با دوره پاياني خلافت هارون عباسي، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايي ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سر انجام دوره اي از خلافت مأمون.

فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براي ايشان ذكر كرده اند، اما چنان كه علامه مجلسي مي گويد: حداكثر تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.
به دسيسه مامون و با  سم او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در قبله قبه هاروني سراي حميد بن قحطبه طايي به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناي شيفتگان است.

 

... همراه با کبوتران حرم 

خورشيد، در حال غروب است و هفت ستاره روشن در آسمان، آغوش گشوده هشتمين اخترند.

کبوتران بال مي زنند آسماني را که چشم هايمان سال هاست به آن دوخته شده، صداي بال کبوتران در صداي سنج عزاداران مي پيچد و خواب مسموم انگورهاي پيچيده بر خوشه هاي حادثه آشفته مي شود، خورشيد، ذره ذره در عطش چشم هايش رسوب مي کند...

امام رضا عليه السلام سجده کردن بر معبود را نزديک ترين حالت بنده مي داند و می فرمايند:

?نزديک ترين حالت بنده به خداوند متعال، در حال سجده است و اين همان قول خداوند تبارک و تعالی است که فرمود: سجده کن و نزديک شو. ?

هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

بيشتر دوران امامت امام رضا (ع) در زمان خلافت مامون بود. مامون كه يكي از مكارترين و زيرك ترين خلفاي عباسي به شمار مي آمد. پس از قتل برادرش امين و به دست گرفتن قدرت، مرو را مركز حكومت خود قرار داد و با بهره گيري از هوش وزير خود فضل بن سهل پايه هاي حكومت خود را مستحكم كرد.
انـگيزه هاى سياسى  مانند: جذب ايرانيان، سركوب نهضتها و قيامهاى علويان، مشروع جـلـوه دادن حـكومت خود، مامون را وادار كرد به امام پيشنهاد ولايت عهدي دهد ولي از اين روى، امام رضـا (ع) از پـذيرش پيشنهاد مامون سر باز مى زد. به هر حال امام رضا (ع) درنهايت، ولايت عهدي را با قيد شرايطي پذيرفت. پس از مراسم بيعت اجبارى، در حضور مردم و ديگران فرمود:

لـنـا عـليكم حق برسول الله و لكم علينا به حق فاذا انتم اديتم الينا ذلك وجب علينا الحق لكم. مـا اهـل بيت، به واسطه رسول خدا (ص) بر شما مردم حقى داريم، شما نيز بر ما حقى داريـد وقتى كه شما حق ما را به ما داديد، بر ما لازم است كه حقوق شما را رعايت كنيم. (بحارالانوار جلد 146)
اگرچه اين پيشنهاد رنگ تهديد و اجبار نيز گرفته بود. مسئله ولايت عهدي با تلاش هاي امام براي افشاگري همراه بود و شرط اصلي دخالت نكردن در عزل و نصب ها كه همان شريك نبودن در حكومت جائر زمان براي حضرت محسوب مي شد، نيز به همين منظور بود و امام بدين ترتيب توطئه هاي مأمون را يكي پس از ديگري خنثي مي كرد و كار بدانجا رسيد كه عرصه بر مأمون تنگ شد و امام رضا (ع) را بزرگترين خطر جدي براي بقاي حكومت خود مي دانست و وقتي دريافت عوام فريبي هاي او در اعلام وليعهدي امام رضا (ع) نيز كارگشا نيست، چاره اي جز به شهادت رساندن امام(ع) براي خود نديد.

سرانجام خورشيد فروزان وجود امام (ع) در روز ۲۹  صفر سال ۲۰۳  ق. غروبي سرخ را به مشرق ايمان نشست و بار ديگر سياست مزورانه عباسي تن به شكست داد.

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

بيانات حضرت آقا در ديدار جمعى از نخبگان علمى كشور
موضوع: 88/08/07 22:2

 

بيانات حضرت آقا در ديدار جمعى از نخبگان علمى كشور

9 ذى‌القعده 1430
 
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
 جلسه‌ى امروز ما با شما عزيزان، مثل هميشه، براى من يك جلسه‌ى بسيار شيرين و اميدبخش بود. حقيقتاً نقطه‌ى اميد اصلى كشور جوانان تحصيلكرده و فرزانه، بخصوص آنوقتى كه اين فرزانگى با تعهد و احساس مسئوليت همراه باشد، هستند. و ديدار شما برادران و خواهران عزيز، فرزندان عزيز من - كه بحمداللَّه ديدار بسيار شيرين و خوبى بود - اين اميد را نه تنها در دل من، در دل مسئولين، بلكه در سطح كشور تقويت ميكند.

اول يك نكته را خطاب به مسئولين محترم - وزراى محترمى كه تشريف دارند و رئيس محترم بنياد نخبگان؛ خانم معاون رئيس جمهور و ديگر مسئولين - عرض بكنم؛ برنامه را، نگاه را، با توجه به اين واقعيتها بايد تنظيم كنيد. امسال آنچه كه انسان ميشنود از جوانِ نخبه‌ى علمى، به طور محسوسى برتر، پخته‌تر و عميق‌تر است از آنچه كه ما سال قبل شنفتيم و از آنچه كه يك سال قبل شنفتيم و به طريق اولى‌ از آنچه كه من ده سال قبل، از جوانان دانشجويمان يا فارغ‌التحصيل‌مان ميشنفتم. من با مجموعه‌ى دانشگاهى هميشه ارتباط داشته‌ام. ميدانيد من هر سالى چند بار به مناسبتهاى مختلف با جوانها مى‌نشينم و از اين جور جلسات داريم؛ صحبت ميكنند، حرف ميزنند، نظرات را بيان ميكنند. من در نفس خودم ارزيابى‌اى فارغ از برنامه‌ريزى‌هاى كلان يا غير كلان كه در كشور هست، دارم. در اين ارزيابى من فاصله‌ى محسوسى مشاهده ميكنم بين آنچه كه امروز ما داريم و آنچه كه ده سال قبل داشتيم؛ يعنى پيشرفت به طور واضح خودش را نشان ميدهد. مسئولين محترم با توجه به اين واقعيت براى آينده برنامه‌ريزى كنند. اين نكاتى كه اين جوانان عزيز اينجا گفتند، دقيقاً همان نكاتى است كه در ذهن انسانى كه فكر ميكند روى مسئله‌ى حركت علمى كشور و آينده‌ى كشور و پيشرفت كشور، وجود دارد. پيداست جوانها عميقاً به مسائل اساسى توجه دارند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

تحلیل افشاگرانه شهید همت قبل از عملیات والفجر
موضوع: 88/08/03 20:26
تحلیل افشاگرانه شهید همت قبل از عملیات والفجر
 
 


امروز در جامعه انقلاب اسلامی ما دو روند بیشتر نداریم: امامت و امت، امامت و حزب الله والسلام. خط سومی نداریم.


شهید محمدابراهیم همت فرمانده اسطوره ای لشگر 27 محمد رسول الله (ص) از جمله شهدای بزرگوار دوران دفاع مقدس است که ایمان ، صلابت و درایت کم نظیرش برای همگان شگفتی آور و تحسین برانگیز بود. شهید همت تنها یک فرمانده نظامی نبود. او عارفی پاکباخته ، مومنی ولایت مدار ، استراتژیستی تیزبین و تحلیل گری بابصیرت بود که در مسیر فعالیت اعتقادی - اجتماعی – سیاسی خود سره از ناسره به خوبی تشخیص می داد .


شهید همت قبل از آغاز عملیات شکوهمند والفجر در جمع رزمندگان تحت امر خود سخنان مبسوط و افشاگرانه ای ایراد کرد که عمق بصیرت سیاسی و درک راهبردی او را در خصوص مسائل داخلی ، منطقه ای و بین المللی را نشان می دهد.در این تحلیل راهبردی ، شهید همت با اشاره به پیوندهای بین نهضت آزادی ، بنی صدر ، منافقین و دیگر جریان های وابسته داخلی با راهبردهای منطقه ای آمریکا و رژیم صهیونیستی ، دلایل آغاز جنگ تحمیلی از جانب حکومت صدام علیه جمهوری اسلامی ایران بر اساس این پیوندها را به خوبی تشریح می کند.


شهید همت در این سخنرانی همچنین به ارائه راه های مقابله با حرکت پیچیده دشمن پرداخته و حرکت در مسیر و تبعیت از ولایت را به عنوان مشی اصلی حال و آینده نیروهای مومن و حزب الله عنوان می کند و می گوید:


«طبق دستورات ولایت امروز در جامعه انقلاب اسلامی ما دو روند بیشتر نداریم: امامت و امت، امامت و حزب الله والسلام. خط سومی نداریم. در این روند و در این قانون و در این چارچوب، باید اطاعت محض از دستورات ولایت سمبل فکری و عقیدتی و انسجام روحی و معنوی برای یک مؤمن و یک انسان حزب الله باشد و خواهد بود.»


آنچه در پی می آید بخش هایی از سخنرانی این فرمانده بزرگ و سردار خیبر است:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

ولادت حضرت معصومه(س)
موضوع: 88/07/27 12:21

ولادت با سعادت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه را به تمامی شیعیان جهان تبریک عرض می نماییم.

 

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

انتظارات امام صادق(ع) از شيعيان
موضوع: 88/07/21 11:24

انتظارات امام صادق(ع) از شيعيان



سيدجواد حسيني
در مقاله حاضر نويسنده با استناد به روايات و احاديث به گوشه اي از وظايف و مسئوليتهاي شيعيان از زبان امام صادق(ع) اشاره كرده و در واقع بخشي از انتظارات ائمه معصومين و خصوصا امام ششم از شيعيان را بازگو كرده است. مسلما ادعاي زباني شيعه بودن نمي تواند ما را در جرگه پيروان راستين آن امامان هدايت قرار دهد و لازمه اين كار پيروي عملي از آموزه هاي آنان كه همان آموزه هاي قرآني و پيامبر است مي باشد. با هم اين نوشتار را كه از مجله پاسدار اسلام ش 264 انتخاب شده از نظر مي گذرانيم.


1- خدمت رساني به مردم
خدمت رساني و همياري در بين پيروان اهل بيت باعث نزديكي دل ها و تحكيم ارتباط ها مي شود، ائمه ما از جمله امام صاد(ع) نه تنها در گفتار، شيعيان را به همكاري و همياري و خدمت رساني دعوت مي كردند بلكه با عمل نيز اين مسئله را به اثبات رساندند. امام صادق(ع) در زمينه خدمت رساني به مردم به شيعيان خود چنين سفارش فرمود: «يابن جندب الماشي في حاجه اخيه كالساعي بين الصفا و المروه و قاضي حاجته كالمشحط في سبيل الله يوم بدر و احد و ما عذب الله امه الا عند استهانتهم بحقوق فقراء اخوانهم(1)؛ اي پسر جندب! هر كه در راستاي برآوردن حاجت برادر (ديني)اش گام بردارد، چون كسي باشد كه ميان صفا و مروه (براي انجام حج) گام برداشته است. و برآورنده حاجت برادر (ديني) همچون كسي است كه در جنگ بدر و احد (در صدر اسلام) در راه خدا، به خون خويش آغشته است (و به شهادت رسيده است) خدا هيچ امتي را دچار عذاب نساخته مگر هنگامي كه به حق و حقوق برادران مستمندشان سستي(و بي اعتنايي) نموده اند». در ادامه مي فرمايد: اي پسر جندب! به شيعيان ما برسان و به آن ها بگو: مبادا گروه ها (و طرز فكرهاي منحرف) شما را اغفال كنند، به خدا سوگند! به ولايت ما (اهل بيت) نتوان دست يافت مگر با تقوا... و ياري كردن برادران ديني (با مال و جان) در راه خدا و هر كس بر مردم ستم نمايد، شيعيان ما به شمار نيايد».(2)
راستي چرا اين سفارشات و انتظارات در جامعه تشيع كم رنگ شده است؟ با اين كه از علامت بارز شيعه همدردي و همياري و خدمت رساني بوده است چنان كه آن حضرت مي فرمايد: «به راستي شيعيان ما به چند ويژگي شناخته شوند: (از جمله) بذل و بخشش به برادران ديني.»(3)
انتظار فوق را تمام امامان معصوم(ع) از شيعيان خويش دارند، امام باقر(ع) پدر بزرگوار امام صادق(ع) نيز چنين انتظاري را از پيروان خود دارد. شخصي به امام باقر(ع) عرض كرد الحمدلله شيعيان شما خيلي زياد هستند، امام نگاه پرمعنايي به او كرد و فرمود: اين ها كه مي گويي شيعيان ما هستند، آيا اين كارها را انجام مي دهند؟ «آيا ثروتمندان اين افراد به حال فقراء و مستمندان خود توجهي دارند و به آن ها رسيدگي مي كنند؟ آيا بزرگان و نيكوكاران اين افرادي كه شما آن ها را شيعه مي خوانيد خطاها و اشتباهات خطاكاران را مي بخشند و آن ها را مورد عفو و گذشت قرار مي دهند(يا آن ها را چندين برابر مجازات مي كنند و زجر مي دهند!؟) آيا اين ها مواسات و همدردي دارند؟ خوشبختي هاي خويش را بين همديگر تقسيم مي كنند، (شاديهاي شان را با هم قسمت مي نمايند؟) آن مرد (وقتي اين ويژگيها را شنيد شرمنده شد) و گفت: نه (اين صفات را دارا نيستند) حضرت فرمود: چنين افرادي شيعه ما نيستند، شيعه كسي است كه آن چه را گفتم عمل كند.»(4)
2-ولايت مداري و ولايت پذيري
يكي ديگر از انتظارات امام صادق(ع) از شيعيان اين است كه نسبت به امامان خويش معرفت و شناخت داشته باشند و بعد از شناخت، بادل و جان، ولايت آن ها را بپذيرند و سراپا تسليم فرامين آن بزرگواران باشند، و آن چنان به ولايت اهل بيت دلبسته باشند كه شادي و خزن خود را، خوشي و ناخوشي و تمام لذائذ و شدائد زندگي را با ولايت و محبت ائمه اطهار(ع) پيوند زنند، محبت اهل بيت آن چنان در دل و جانشان رسوخ كرده كه تمام گفتار و كردار، و عكس العمل ها را با ولايت و محبت آن ها مي سنجند، امام صادق(ع) در اين زمينه مي فرمايد: «خداوند شيعيان ما را رحمت كند كه از زيادي سرشت ما آفريده شده اند و با آب ولايت ما عجين گشته اند، آنان به خاطر اندوه (و غصه هاي) ما غمناك مي شوند و شاد مي شوند بخاطر شادي ما».(5)
البته هميشه اين گونه بوده و هست كه مدعيان ولايت مداري فراوانند ولي ولايت پذيران واقعي كم و اندك مي باشند، امام صادق(ع) با تبيين علائم هر يك، صفوف ولايت مداران اصلي را از غيرش جدا فرموده است، آن جا كه مي فرمايد: «شيعه سه دسته اند، گروهي بوسيله ما زينت مي يابند (و ما را وسيله عزت و آبروي خويش قرار مي دهند) و گروهي بوسيله ما مي خورند (و ما را وسيله درآمد زندگي دنيايي خويش قرار داده از اين طريق زندگي مي كنند و گروهي از ما و به سوي ما هستند با امنيت ما آرامش مي يابند و با ترس ما ترسانند، بذر،(هاي كاشته نشده اسرار را) پخش نمي كنند و در برابر جفاكاران خودنمايي ندارند، اگر پنهان باشند كسي سراغ آن ها را نمي گيرد و اگر آشكار باشند به آن ها اعتنا نمي شود (يعني شهرت گريز و بي نام و نشانند) آن ها (بحقيقت) چراغهاي هدايتند(و راهنمايان خلق).
«عاشقان روي جانان جمله بي نام و نشانند
نامداران را هواي او دمي بر سر نيامد»
امام صادق(ع) علاوه بر سفارش هاي مكرر بر ولايت پذيري و ولايت مداري شيعيان خويش، در مكتب تربيتي خويش شيعيان ولايي تربيت نموده و آنان را ولايت مدار بار مي آورد، در اين زمينه داستان عبدالله بن يعفور يكي از شيعيان با اخلاص و فداكار كه در پذيرش ولايت ائمه اطهار(ع) اسوه اي كامل و نمونه اي بارز براي تمامي شيعيان مي باشد، شنيدني است. او با همه عظمت علمي و موقعيت اجتماعي در برابر فرمان امام خويش تسليم محض بود.
وي روزي در حضور پيشواي ششم نشسته بود و از وجود حضرتش بهره مي برد، در اين بين عبدالله ضمن سخناني، كلامي را به امام(ع) اظهار نمود كه مورد عنايت حضرت قرار گرفت، اين سخن كه از ژرفاي جان او و عمق ايمان وي ريشه مي گرفت، مي تواند درسي فراموش نشدني و الگويي مناسب براي تمام پيروان و دوستداران اهل بيت باشد.
عبدالله به امام صادق(ع) عرض كرد: «سوگند به خدا! اگر اناري را از وسط دو نصف كني و بفرمايي كه نصف آن حلال و نصف ديگرش حرام است، مطمئنا گواهي خواهم داد كه: آنچه را گفتي حلال و نصف ديگرش حرام است، مطمئنا گواهي خواهم داد كه: آنچه را گفتي حلال، حلال است و آن نصفي را كه فرمودي حرام، حرام است (و هيچگونه اعتراضي نخواهم كرد) پس آن حضرت فرمود: خدا تو را رحمت كند، خدا تو را رحمت كند».(6)
آري شيعه واقعي سرا پا تسليم فرمان امام خويش مي باشد و هرگز اهل بيت را رها نخواهد كرد، چنان كه آن حضرت در جاي ديگر فرمود: «كذب من زعم انه من شيعتنا و هو متمسك بعروه غيرنا (7)؛ دروغ پنداشته آن كسي كه خود را شيعه ما مي داند ولي به ريسمان (سرپرستي و ولايت) غير ما (اهل بيت) چنگ مي زند» چرا كه رستگاري و سعادت ابدي جز در سايه پذيرش امامت امامان معصوم(ع) ميسر نيست.
امام صادق(ع) فرمود: «بخدا قسم ما (همان) نعمتي هستيم كه خداوند به بندگانش عنايت فرموده و بوسيله ما رستگار شود آن كسي كه رستگار شده است (و به سعادت ابدي دست يافته است) و شيعه واقعي آن است كه بدنبال امامان خويش باشند و پا جاي پاي آن ها گذارند.(8)
به همين جهت امام صادق(ع) فرمود: «شيعه ما نيست كسي كه به زبان بگويد شيعه هستم ولي در عمل با ما مخالفت كند و آثار ما را زير پاگذارد، ولكن شيعه كسي است كه با زبان و دل با ما موافق باشد و آثار ما را پيروي كند و مانند ما رفتار نمايد، چنين كساني شيعه (واقعي) ما هستند.»(9)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

زندگينامه امام جعفر صادق(ع)
موضوع: 88/07/21 11:14

 

img/daneshnameh_up/d/d0/emamsadeq.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 




 

 

      شهادت موسس مذهب شيعه حضرت امام جعفر صادق(ع) را به تمامي شيعيان جهان تسليت عرض مي كنيم.

 

ولادت امام و نامگذاری

امام جعفر صادق، امام ششم شیعیان، در هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد گردید. کنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان صادق می باشد. پدر ارجمندشان امام باقر و مادرش ام فروة است. رسول خدا سالها قبل ولادت آن حضرت را خبر داده و فرموده بود نام او را صادق بگذارید، زیرا از فرزندان او کسی است که همنام اوست، اما دروغ می گوید «جعفر کذّاب».

دوران قبل از امامت

در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر خویش در نشر معارف دینی و تربیت شاگردان وفا دار و با بصیرت بود. امام باقر در مناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق تصریح فرموده و شیعیان را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواند. لذا احادیث، زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق نقل شده است.

امام صادق در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن 31 سالگی به امامت رسید. دوران امامتش مصادف بود با اواخر حکومت امویان که در سال 132 به عمر آن پایان داده شد و اوایل حکومت عباسیان.

اوضاع جامعه در آغاز امامت حضرت

در آغاز امامت حضرت افرادی از شیعیان و حتی بستگان حضرت حاضر به قبول امامت ایشان نبودند، لذا حضرت از راههای گوناگونی کوشیدند آنها را به قبول راه صحیح وادار سازند و دراین زمینه به اذن خداوند معجزاتی نیز انجام دادند.
دوران امام جعفر صادق در میان دیگر دورانهای ائمه اطهار، دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هیچ یک از امامان وجود نداشته است و این به دلیل ضعف بنی امیه و قدرت گرفتن بنی عباس بود.

این دو سلسله مدتها در حال مبارزه با یکدیگر بودند که این مبارزه در سال 129 هجری وارد مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید.
این کشمکش ها و مشکلات سبب شد که توجه بنی امیه و بنی عباس کمتر به امامان و فعالیتشان باشد، از این رو این دوران، دوران آرامش نسبی امام صادق و شیعیان و فرصت بسیار خوبی برای فعالیت علمی و فرهنگی آنان به شمار می رفت.

جنبش فرهنگی در دوران امامت حضرت

عصر آن حضرت همچنین عصر جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا دیگر چنین فرصتی پیش نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج گردد، بخصوص که قانون منع حدیث و فشار حُکّام اموی باعث تشدید این وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی در جامعه آنروز که تشنة هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد.
امام صادق با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علمی و نقلی شاگردان بزرگی تربیت کرد. شاگردانی چون: هشام بن حکم، مفضل بن عمر کوفی جعفی، محمد بن مسلم ثقفی، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، جابر بن حیان و . . . . تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته اند.

ابوحنیفه رئیس یکی از چهار فرقه اهل سنت مدتی شاگرد ایشان بود و خودش به این موضوع افتخار کرده است.
امام از فرصت های گوناگونی برای دفاع از دین و حقانیت تشیع و نشر معارف صحیح اسلام استفاده می برد. مناظرات زیادی نیز در همین موضوعات میان ایشان و سران فرقه های گوناگون انجام پذیرفت که طی آنها با استدلال های متین و استوار، پوچی عقاید آنها و برتری اسلام ثابت می شد.

همچنین در حوزه فقه و احکام نیز توسط ایشان فعالیت زیادی صورت گرفت، به صورتی که شاهراههای جدیدی در این بستر گشوده شد که تاکنون نیز به راه خود ادامه داده است.
بدین ترتیب، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت دیگر از طریق الهی خود منتشر گشت، به صورتی که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه ها از امام صادق نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می شود.

حاکمان معاصر

همانطور که گفته شد امام بین دو دوره عباسی و اموی و دوران گذار از امویان به عباسیان می زیست. ایشان ازمیان خلفای اموی با افراد زیر معاصر بود:

1- هشام بن عبدالملک (105- 125 ه. ق)
2- ولید بن یزید بن عبدالملک (125-126)
3- یزید بن ولید بن عبدالملک (126)
4- ابراهیم بن ولید بن عبدالملک (70 روز از سال 126)
5- مروان بن محمد (126-132)

و از خلفای عباسی نیز معاصر بود با :
1- عبدالله بن محمد مشهور به سفاح (132-137)
2- ابوجعفر مشهور به منصور دوانیقی (137-158)

نباید تصور کرد که امام به کلی خود را از جریانات و امور سیاسی دور نگه داشت، بلکه همواره از وقتهای مناسب برای ترویج حقانیت خود و بطلان هیأت حاکمه بهره می برد و بدین منظور نمایندگانی را نیز به مناطق مختلف بلاد اسلامی می فرستاد.
عباسیان برای کسب قدرت و محبوبیت در دلهای مردم از وجهه اهل بیت پیامبر استفاده می کردند و حتی شعارشان" الرضا فی آل محمّد" بود. آنان به دنبال اشخاصی با وجهه مردمی بودند که هم از بستگان پیامبر باشند و هم درمیان مردم محبوبیت داشته باشند. لذا بهترین شخص در نظر عباسیان امام صادق بود.

امام صادق پیشنهاد آنان را رد کردند و فرمودند: نه شما از یاران من هستید نه زمانه، زمانه من است. حتی برخی از بستگان آن حضرت نزدیک بود با این پیشنهاد ها فریب به خورند، اما امام با روشنگری خاص خود به آنان فهماندند که به ظاهر توجه نکنند. امام می دانست که عباسیان نیز هدفی جز رسیدن به قدرت ندارند و اگر شعار طرفداری از اهل بیت را مطرح می کنند، صرفاً به خاطر جلب حمایت توده های شیفته اهل بیت است. امام می دید که سران سیاسی و نظامی عباسیان در خط مستقیم اسلام و اهل بیت نیستند و لذا حاضر نبود با آنان همکاری کرده و به اقداماتشان مشروعیت بخشد.

چنانکه در تاریخ می بینیم که چه جنایاتی کردند و چه خونهایی ریختند تا پایه های عباسیان محکم گردد.
از حوادث مهم در زمان امامت حضرت، قیام عمویش زید بن علی است که شکست خورد و با شهادت زید به پایان رسید.

شهادت حضرت صادق علیه السلام

پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان،‌ دوره سختی ها و انزوای دوبارة آن حضرت و حرکت تشیع بود. منصور شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود.

img/daneshnameh_up/8/8d/sadegh.jpg


سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که امام صادق را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط عواملش حضرت را به شهادت رساند. آن حضرت در سن 65 سالگی در سال 148 هجری به شهادت رسید و در قبرستان معروف بقیع در کنار مرقد پدر و جدّ خودش مدفون گردید .

در زمینه فضایل و مکارم اخلاقی حضرت صادق روایات و وقایع بسیار زیادی نقل شده است. آن حضرت با رفتار کریمانه و خلق و خوی الهی خود بسیاری از افراد را به راه صحیح هدایت فرمود، به گونه ای که پیروان دیگر مکاتب و ادیان نیز زبان به مدح آن حضرت گشوده اند.
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |


Edited By Lahij Soft Group & payegahechamran.blogfa.com & Designer: GholamReza Sedaghati