تبليغاتX
پایگاه شهید چمران شهرستان لاهیجان
پایگاه شهید چمران شهرستان لاهیجان
o حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS
واقعیت بسیج وبسیجی واقعی
موضوع: 88/09/01 20:17

وقتي امام در پنج آذرماه سال 58 دستور تشكيل بسيج مستضعفان را داد آن را بسيج مستضعفان ناميد از آن جا كه مي دانست بار سنگين اين مقام با ارزش را فقط مردان وزنان زحمت كش وبدون ادعا توان كشيدن است . امروز كه كساني در هر مكان و هرفرصتي  نسبت به ساحت بسيجيان بي حرمتي مي كنند ، كساني كه در تجمعات با اين نام ارزشي بازي مي كنند ، كساني كه بسيج وبسيجي را جداي از جامعه خويش مي دانند بايد متوجه عواقب اين قدرنشناسي  خويش باشند.

درروزگار خمپاره و توپ و تانك تنها فرهنگ بسيجي بود كه ياراي ايستادن با هيج در برابر همه  را داشت  ، خميني به پشتوانه بسيجيانش شعار ايستادن در برابر همه دنياي ظلم ميداد . سالهاي رياضت و مطالعات وجهان بيني او نشان داد كه ميزان و معيار برتري در نبردها نه فقط سلاح وتجهيزات بلكه بيشتر از آن باور و ايمان اراده مردمي است كه در صحنه نبردهستند . اين باور از جوانان انقلابي مثل همت و باكري و زين الدين و باقري و خرازي و متوسليان و............ تئوريسين ها و طراحان بزرگ جنگي ساخت تا تاريخ ايران داغ ننگي ديگر را برتن خودحس نكند، هزينه جنگ از دست دادن آن بسيجيان خاكي و فدايي اسلام و امام وانقلاب وميهن بوداماپايان بسيج پايان جنگ نبود.

بسيج امروز هم بر همان مبنا استوار است. امروز هم قرار است از دل پایگاه ها سرداران وتئوريسين هاي فرهنگي واجتماعي واقتصادي بيرون بيايند اگر بگذارند!!! اين اگر بگذارند معني واضحي دارد وبيان مي كند تا چوب براندازي ونفاق و ميل به قدرت طلبي بعضي بلند است زوروبازوي بسيجي به توان علميش مي چربد.

در طول سال هاي پس از جنگ بسيجيان خدمات زيادي در مسائل امنيتي و اجتماعي و فرهنگي و..... انجام داده اند در شرايطي كه بسيج هم مثل بسياري از بخش هاي كشور دچاربحران مديريتي بوده است!!! اينكه بسياري از محلات و مناطق ما امنيت خودرا مديون حضور بسيجيان مي دانند درحالي كه بودجه تامين امنيت را نهادهاي ديگري مصرف مي كنند، اينكه بسياري از مناطق دور افتاده كشور به دست دانشجويان بسيجي آبادمي گردد درحالي كه اين وظيفه در هيچ جاي قانون بر دوش آن ها نهاده نشده وهيچ حقوقي هم دريافت نمي كنند، اينكه بسيجيان بسياري در مناطق مرزي شرق كشور داوطلبانه حضور پيدا كردند وشهيد شدندو مي شوند  تا به دست جوان ايراني مواد مخدر نرسد ، اينكه ثبت مقالات علمي و اختراعات رشد بسياري در واحدهاي دانشگاهي بسيج داشته است و.........همه خبر مي دهد كه اگر بسيجي ديروز در يك عرصه وارد نبرد شده بود بسيجي امروز در عرصه هاي بسياري  براي دفاع از كشور وارد عمل شده است.

اما!!!

امروز عده اي به دلايل روشن به اين نهاد انقلابي – مردمي حمله مي كنند وجماعتي از مردم را برعليه آن مي شورانند وبراي اين كار ريشه هاي اين جريان را هدف گرفته اند!!! آنان قطعا ريشه دراين خاك ندارند و از طريق  كساني شعار بسيجي واقعي همت بود وباكري را سر مي دهند كه هنوز از وجودشان  بوي گناهان کبیره ونجاست بلند است ، همان ها كه همت وباكري ها را احمق وخام خميني مي دانستند كه جانشان را براي هيچ وپوچ گذاشته اندوحالا شده اند مدافع بسيجي واقعي!!!

 

نوشتن اين مطالب نه براي روشن كردن اذهان است كه دراين زمان حقيقت كاملا شفاف است و نيازي به توضيح اضافه نيست سردمداران جريان ايستادگي دربرابر بسيج از سران خارجي تا مزدوران داخلي مشخصند ، هدف يادآوري فلسفه وهدف تشكيل بسيج و دستاوردها بود، نقاط ضعف اجرايي ومديريتي موضوعي  است كه حتما بايد به آن پرداخته شوداما نبايد با موضوع حمله به قصد نابودي وناكارآمدي اين نهاد يكي شود.

قطعا همت ها وباكري ها براي ما عكس ونام نيستند آنان خود راهند، و اين راه همان پشتيباني از ولي فقيه است ولا غير! بسيجي نه رنگ مي پذيرد ونه ننگ همين است كه سي سال از انقلاب گذشته است كساني توبه كرده اند ، كساني خط عوض كرده اند ، برده اند وخورده اند اما انقلاب پايدار است بابسيجياني كه هنوز عاشق عكس امام   خويش ولباس خاكي و سربند یاحسین(ع) هستند

 " من همواره به خلوص وصفاي بسيجيان غبطه ميخورم و از خدا مي خواهم تا بابسيجيانم محشورگرداند، چرا كه در اين دنيا افتخارم اينست كه خود يك بسيجيم ........"(بخشي از بيانات امام خميني(ره) دردوم اذرماه سال 67 خطاب به بسيجيان)

 

والعاقبة للمتقين

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

گزيده بيانات ويژه هفته بسيج
موضوع: 88/09/01 20:15

گزيده بيانات ويژه هفته بسيج

بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره):

ــ بسيج شجرة طيبّه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه‌هاي آن بوي بهار وصل و طراوات تعيين و حديث عشق مي‌دهد.

ـ اگر بر كشوري نواي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد.

ـ بار ديگر تأكيد مي‌كنم كه غفلت از ايجاد ارتش بيست ميليوني سقوط در دام دو ابرقدرت جهاني را به دنبال خواهد داشت.

ـ مليت كه در خط اسلام ناب محمدي(ص) و مخالف با استكبار و پول‌پرستي و تحجرگرايي و مقدس‌نمايي است بايد همة افرادش بسيجي باشند.

ـ در اين دنيا افتخارم اين است كه خود بسيجيم.

ـ بسيج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همة مجاهدان از اولين تا آخرين امضاء نموده‌اند.

ـ بسيج مدرسة عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته‌هاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند.

ـ من همواره به خلوص و صفاي بسيجيان غبطه مي‌خورم و از خدا مي‌خواهم تا با بسيحيانم محشور گرداند.

ـ تشكيل بسيج در نظام جمهوري اسلامي ايران يقيناً از بركات و الطاف جلية خداوند تعالي بود كه بر ملت عزيز و انقلاب اسلامي ايران ارزاني شد.

 

ولی امر مسلمین جهان حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي (مدظله العالي):

 ـ‌ بسيج به معني حضور و آمادگي در همان نقطه‌اي است كه اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و اين انقلاب مقدس به آن نيازمند است.

ـ پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت ولي عصر (ارواحناه و فداه) مهدي موعود عزيز يك پيوند ناگسستني و هميشگي است.

ـ شما جوانان بسيجي و سپاهي و جوانان مؤمن آگاهي را با احساس مسئوليت و شور و شعور همراه كرديد.

ـ نيروهاي نظامي و بسيجي ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانه‌اي كه هيچ خدشه‌اي در آن راه ندارد, محسوب مي‌شوند.

ـ انكار بسيج, انكار بزرگترين ضرورت و مصلحت براي كشور است.

ـ اگر بسيج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, كميت اين انقلاب و اين نظام واهمة حركتهاي سازندة اين كشور لنگ است.

ـ انكار بسيج و بي‌احترامي به آن يا نابخردانه است يا خائنانه است.

ـ تا وقتي كه اين كشور و اين ملت به امنيت احتياج دارد, به نيروهاي بسيج, به انگيزة بسيح به سازماندهي بسيجي و به عشق و ايمان بسيجي احتياج است.

ـ فرزندان بسيحي‌ام با حضور خود در هر صحنه‌اي كه لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منكوب سازند.

ـ بسيج, يعني نيروي كارآمد كشور براي همة ميدانها

ـ همه جا چيزي شبيه بسيج هست, تنها به اين درخشندگي, به اين فراگيري, به اين زيبايي, به اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم.

ـ اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم.

ـ نيروي عظيم بسيج مردمي است, اين بسيج در همة قشرها هست.

ـ بسيج, اختصاص به يك منطقة جغرافيايي ويك منطقة انساني و طبقاتي و قشري ندارد, همه جا هست.

ـ ايمان عاشقانه, ايمان عميق, ايمان توأم با عواطف كه از خصوصيات ملت ايران است باعث درخشان شدن بسيج شد.

ـ دانشجوي بسيجي دشمن كمين گرفته  را از ياد نمي‌برد و غافلانه خو و دانشگاه و كشورش را به دست تطاول دشمن نمي‌سپرد.

ـ بسياري از پيشرفتهاي كشور مرهون تفكر بسيجي است.

ـ هريك از آحاد قشرهاي مختلف جامعه كه داراي روحية حساس مسئوليت و ايمان باشد, بسيجي است.

ـ بسياري از پيشرفتها و موفقيتهاي نظام اسلامي در عرصه‌هاي مختلف مرهون تفكر و ميل بسيجي است.

ـ بسيجي يعني علي كه تمام وجودش وقف اسلام بود.

 

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

گزیده‌ی بیانات رهبر انقلاب پیرامون سیره و شخصیت حضرت امام جواد (ع)
موضوع: 88/08/27 17:7

گزیده‌ی بیانات رهبر انقلاب پیرامون سیره و شخصیت حضرت امام جواد (ع)

مبتكر بحث‌های آزاد اجتماعی
بحث آزاد كار خوبى است، من موافقم با بحث آزاد؛ از اول هم موافق بودم. اين نكته‌ى اول كه بحث آزاد را ما رد نمى‌كنيم بلكه استقبال هم مى‌كنيم .مبتكر بحث آزاد اجتماعى امام جواد صلوات‌الله‌عليه است. البته قبل از امام جواد هم در زمان ائمه بحث زياد مى‌شد، اما اينى‌كه حالا بنشينند جمعا صحبت كنند امام جواد اول بار اين كار را كردند.

02/03/1360

او امام و پيشاهنگ حركت ملت ایران بود
خاطره‌ى خونين 17 شهريور؛ دنباله‌ى درس جاويد فراموش‌نشدنى است كه امام جواد به ما داده است. چرا يك امام بزرگوار در 25 سالگى به شهادت مى‌رسد؟ و دستگاه جبار زمان اين ذريه‌ى پيغمبر را بيش از آن تحمل نمى‌كند؟ پاسخ به اين سخن را زندگى و شخصيت امام جواد به ما مى‌دهد. او مظهر مبارزه‌ى با باطل بود، او كوششگر براى حكومت الله بود. او براى خدا و قرآن مبارزه مى‌كرد، او از قدرت‌ها نمى‌ترسيد، او در حقيقت امام و الگو و پيشاهنگ اين حركتى بود كه امروز ملت ايران همگى دست به دست آن را تعقيب مى‌كند.
سخنرانى به مناسبت 17 شهريور در مصلى نماز جمعه‌ى تبريز 17/06/1362

زندگی امام جواد علیه‌السلام، الگویی برای جوانان
زندگى امام جواد عليه‌السلام هم الگوست. امام جواد عليه‌السلام - امامى با آن همه مقامات، با آن همه عظمت - در بيست‌وپنج سالگى از دنيا رفت. اين نيست كه ما بگوييم؛ تاريخ مى‌گويد؛ تاريخى كه غير شيعه آن را نوشته است. آن بزرگوار، در دوران جوانى و خردسالى و نوجوانى، در چشم مأمون و در چشم همه، عظمتى پيدا كرد. اينها چيزهاى خيلى مهمى است؛ اينها مى‌تواند براى ما الگو باشد.
گفت و شنود در ديدار جمعى از جوانان به مناسبت هفته‌ى جوان 07/02/1377

برنامه‌ریزی هوشمندانه مذهبی
براى مراسم دينى، اعياد و عزادارى‌ها برنامه‌ريزى هوشمندانه بشود. بعضى از برنامه‌هايى كه اجرا مى‌شود، كاملا ناهوشمندانه است. راجع به حضرت جواد چه صحبتى در تلويزيون يا راديو مى‌كنيد؟ راجع به امام جواد، امام هادى، امام عسكرى، امام رضا و ديگر ائمه مطالب خيلى خوبى نوشته شده است. بنده كه عمرم را در اين زمينه‌ها گذرانده‌ام، وقتى به اين مطالب نگاه مى‌كنم، استفاده مى‌كنم و لذت مى‌برم؛ چرا از اينها استفاده نمى‌شود؟ نوشته‌هاى خوب، تحقيقات خوب و مطالب شيوا و ايمان‌آور در اين زمينه‌ها فراوان است.
بيانات در ديدار رئيس و مديران سازمان صدا و سيما 11/09/1383

درس بزرگ امام جواد(ع)
امام جواد مانند ديگر ائمه‌ى معصومين براى ما اسوه و مقتدا و نمونه است. زندگى كوتاه اين بنده‌ى شايسته‌ى خدا، به جهاد با كفر و طغيان گذشت. در نوجوانى به رهبرى امت اسلام منصوب شد و در سالهايى كوتاه، جهادى فشرده، با دشمن خدا كرد به طورى كه در سن 25 سالگى يعنى هنوز در جوانى، وجودش براى دشمنان خدا غير قابل تحمل شد و او را با زهر شهيد كردند. همان‌طورى كه ائمه‌ى ديگر ما عليهم‌السلام با جهاد خودشان هر كدام برگى بر تاريخ پر افتخار اسلام افزودند، اين امام بزرگوار هم گوشه‌ى مهمى از جهاد همه جانبه‌ى اسلام را در عمل خود پياده كرد و درس بزرگى را به ما آموخت. آن درس بزرگ اين است كه در هنگامى كه در مقابل قدرتهاى منافق و رياكار قرار مى‌گيريم، بايد همت كنيم كه هوشيارى مردم را براى مقابله‌ى با اين قدرتها برانگيزيم. اگر دشمن، صريح و آشكار دشمنى بكند و اگر ادعا و رياكارى نداشته باشد، كار او آسان‌تر است. اما وقتى دشمنى مانند مأمون عباسى چهره‌اى از قداست و طرفدارى از اسلام براى خود مى‌آرايد، شناختن او براى مردم مشكل است. در دوران ما و در همه‌ى دورانهاى تاريخ، قدرتمندان هميشه سعى كرده‌اند وقتى از مقابله‌ى روياروى با مردم عاجز شدند دست به حيله‌ى رياكارى و نفاق بزنند.
بيانات در خطبه‌ى نماز جمعه 18/07/1359
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

در سوگ جواد آل محمد(ص) شهادت مظلومانه
موضوع: 88/08/26 14:36

در سوگ جواد آل محمد(ص)

 شهادت مظلومانه

محمد محمدى اشتهاردي

 در مقاله حاضر نويسنده با بيان جريان ازدواج تحميلى امام جواد(ع) با دختر مأمون (ام الفضل) و خيانت او، به تشريح يکى از مناظرات علمى آن حضرت با دانشمندان عصر خود در سن نوجوانى مى پردازد که گوياى عظمت و فضل و کمال آن امام همام مى باشد. نويسنده مقاله، مرحوم حجت الاسلام اشتهاردى از نويسندگان پرکار و باسابقه در عرصه ترويج مبانى و آموزه هاى اسلام و اهل بيت است که در طول عمر پربرکت خود دهها کتاب پرارزش تأليف و ترجمه کرده و تقديم جامعه مسلمانان نمود که کتاب سوگنامه آل محمد يکى از اين ذخاير ارزشمند ايشان است. وى در سال 85 در سالگرد شهادت امام جواد(ع) دعوت حق را لبيک گفت. مقاله حاضر گزيده اى از کتاب فوق الذکر است که به مناسبت سالروز ارتحال آن مرحوم تقديم خوانندگان عزيز مى گردد. ¤¤¤ حضرت محمدتقى امام جواد(ع) در روز دهم رجب سال 195 هجرى در مدينه متولد شد و در آخر ذيقعده سال 220هـ.ق در سن 25سالگى بر اثر زهرى که همسرش ام الفضل به دستور معتصم (هشتمين خليفه عباسي) به او خورانيد، مسموم شد و به شهادت رسيد. مرقد شريفش در شهر کاظمين (نزديک بغداد) است، او يگانه فرزند حضرت رضا(ع) است، و حضرت رضا(ع) غير از او فرزندى نداشت. آن حضرت هفده سال (از سال203 تا 220 هـ.ق) امامت کرد. بيشتر عصر امامت آن حضرت (از سال 203 تا سال 218هـ.ق) در عصر خلافت مأمون بود، و حدود دو سال و نيم آن در عصر خلافت معتصم برادر مأمون بود. جريان ازدواج با ام الفضل امام جواد(ع) هنگام شهادت پدرش حضرت رضا(ع) در مدينه بود و حدود هفده سال داشت، مأمون عباسى در همين سال دختر خود ام الفضل را که نه سال داشت به عقد ازدواج امام جواد(ع) درآورد. توضيح اينکه: پس از شهادت امام رضا(ع) در سال 203 هـ.ق مأمون از خراسان به بغداد رفت (از نظر سياسى براى حفظ حکومت خود چنين صلاح دانست که با امام جواد(ع) پيوند خويشى برقرار کند). مأمون در بغداد نامه اى براى امام جواد(ع) نوشت، و آن حضرت را به بغداد احضار کرد. وقتى که بنى عباس از تصميم مأمون آگاه شدند، زبان به اعتراض گشودند، و از هر سو به او انتقاد کردند، که اگر مأمون اين کار را انجام دهد، ترس آن است که مقام خلافت از بنى عباس به بنى هاشم منتقل گردد. لبه تيز انتقاد آنها اين بود که چرا مأمون خود را آنقدر کوچک مى کند و دخترش را به يک کودک  مى دهد، اين برخلاف شئون و شوکت خلافت است. مأمون مى گفت: درست است که حضرت جواد نوباوه است ولى از نظر علم و کمال، سرآمد همه بزرگان و دانشمندان سالخورده و باتجربه مى باشد، ولى بنى عباس اين سخن را از مأمون نمى پذيرفتند. سرانجام مأمون در بغداد مجالسى تشکيل داد و در حضور سران بنى عباس و ديگران، عظمت علمى و اوج کمال امام جواد(ع) را به آنها نشان داد. امام جواد(ع) قهرمان ميدان علم به عنوان نمونه، مأمون مجلس عظيمى تشکيل داد و علماى بزرگ را به آن مجلس دعوت کرد که يکى از آنها «يحيى بن اکثم» قاضى بغداد و اعلم علماى زمان بود، امام جواد(ع) را در صدر مجلس جاى دادند و مأمون نيز کنار آن حضرت نشست. در آن مجلس، يحيى در حضور اشراف و شخصيتها، پس از اجازه، به امام جواد (ع) رو کرد و گفت: «در حق کسى که در احرام حج بود و حيوانى صيد کرد و آن را کشت چه مى فرمائيد؟». امام جواد(ع) فرمود: اين مسأله داراى شاخه هاى بسيار است: 1- آيا آن محرم در حرم (مکه و اطرافش تا چهار فرسخ) بود يا در بيرون حرم 2-آيا او آگاه به مسأله بود يا ناآگاه؟ 3-آيا او عمدا آن صيد را کشت يا از روى خطا؟ 4-آيا آن محرم آزاد بود يا برده؟ 5-آيا او صغير بود يا کبير؟ 6-آيا اين بار، نخستين بار او به صيد رفتن بود يا قبلا نيز صيد کرده بود؟ 7-آيا آن صيد از پرندگان بود يا غير پرندگان؟ 8-آيا آن حيوان صيدشده، کوچک بود يا بزرگ؟ 9-آيا او به کار خود اصرار داشت و يا  اظهار پشيمانى مى کرد؟ 10-آيا او در شب صيد کرد يا در روز؟ 11-آيا او در احرام حج بود يا در احرام عمره؟ يحيى با شنيدن اين مسائل متحير ماند و هوش از سرش رفت، و درماندگى از چهره اش پديدار گشت و زبانش لکنت پيدا کرد و عظمت کمال و مقام علمى امام بر حاضران معلوم شد. پاسخ سؤالات يازده گانه فوق را از آن حضرت خواستند، آن بزرگوار به هر يک از آن مسائل با بيان  شيوا پاسخ داد. مأمون فرياد زد احسنت، احسنت! و همه حاضران از بيان شيوا و دلنشين امام جواد(ع) حيران شدند، و به عظمت مقام علمى او اعتراف نمودند.(1) در همان مجلس، به تقاضاى مأمون، امام جواد(ع) خطبه و عقد ازدواج را خواند و ام الفضل رسماً همسر امام جواد(ع) گرديد، و مراسم باشکوهى به عنوان عروسى برگزارشد. روى کارآمدن معتصم و شهادت امام جواد(ع) مأمون در هفده رجب ماه 218 هـ.ق از دنيا رفت و برادرش معتصم بجاى او بر مسند خلافت نشست. معتصم که همانند ساير طاغوتها مى خواست همه مردم دربست همچون برده او باشند، و شخص ديگرى داراى شخصيت و پيشرو نباشد، تصميم گرفت امام جواد(ع) را که درمدينه داراى شخصيت و مقام بود به بغداد احضار کند، سرانجام روز 28 محرم سال 220 هـ.ق امام جواد با همسرش به بغداد آمدند. در اين ايام ام الفضل همسر امام جواد(ع) با برادرش جعفربن مأمون با عمويش معتصم  همدست شدند و توطئه قتل امام جواد(ع) را طرح کردند، و چنين تصميم گرفته شد که ام الفضل آن حضرت را با زهر مسموم کند.(2) معتصم و جعفر، براى اينکه مبادا خلافت از بنى عباس به علويين منتقل گردد، به ام الفضل تلقين کردند و به او گفتند: تو دختر و برادرزاده خليفه هستى و احترامت از همه کس لازم است، ولى محمدبن علي(امام جواد) مادر امام هادى را برتو مقدم مى دارد... همين امور باعث شد که ام الفضل تهييج شد و تصميم گرفت شوهرش را مسموم نمايد. معتصم و جعفر سمى را در انگور رازقى تزريق کردند و براى ام الفضل فرستادند، ام الفضل نيز آن را در ميان کاسه اى گذاشت و جلو همسر جوانش امام جواد(ع) نهاد و از آن انگور توصيف بسيار نمود و سرانجام امام جواد(ع) از آن انگور خورد، طولى نکشيد که آنحضرت آثار سم را در جگر خود احساس نمود و کم کم درد شديد بر او عارض گرديد و موجب رنج و ناراحتى سخت امام شد. درهمان حال ام الفضل پشيمان شده و گريه مى کرد، حضرت به او فرمود: چرا گريه مى کني؟ اکنون که مرا کشتى گريه تو سودى ندارد. اين را بدان که بخاطر اين خيانتى که کردى چنان به دردى مبتلا مى شوى که هرگز علاج ندارد، و چنان به فقر و تنگدستى مبتلا گردى که جبران ناپذير باشد. پيش گويى امام درست از آب درآمد و در مخفى ترين اعضاى ام الفضل دردى پديدار گرديد، همه اموالش را در راه معالجه آن مصرف کرد ولى سودى نبخشيد و با نکبت بارترين شکل به هلاکت رسيد و برادرش جعفر نيز در حال مستى به چاه افتاد و جسد بى جانش را از چاه بيرون آوردند.3 بدين ترتيب آن امام بزرگوار در جوانى درحالى که 25 بهار بيشتر از عمرش نگذشته بود اين گونه مظلومانه به شهادت رسيد، او نيز مانند پدرش مهمان و در ديار غربت بود، براستى عجب مهمان نوازى کردند.

1- کشف الغمه ج3ص207 و .208

 2- کامل ابن اثير ج.5ص238 3- الانوار البهيه، محدث قمي، ص298


به نقل از روزنامه کیهان
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

ننشینید كه باز یك جایی را آتش بزنند
موضوع: 88/08/13 21:39
بازخواني بيانات تاريخي امام خميني
ننشینید كه باز یك جایی را آتش بزنند/ اينها مرگ بر شوروي را مطرح مي‌كنند تا امريكا فراموش شود

"...نباید ما فراموش كنیم كه در جنگ با آمریكا هستیم. ما در جنگ با آمریكا و تفاله های آمریكا (هستیم)، این تفاله هایی كه قالب زدند خودشان را و ما غفلت كردیم، الان هم هستند. باید هر یك از اینها را شناسایی كنید و به دادگاهها معرفی كنید، ننشینید كه باز یك جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی كنند كار ندارند به این كه كی كشته بشود وكی از بین برود...خط این بود كه اصلا آمریكا منسی بشود. یك دسته شوروی را طرح می كردند تا امریكا منسی بشود، یك دسته "الله اكبر " را كنار می گذاشتند، سوت می زدند و كف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود كه این قضیه مرگ بر امریكا منسی بشود..."

بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی در واكنش به شعار‌های انحرافی اول انقلاب كه با هدف فراموشی استكبار جهانی صورت می‌گرفت، فرمودند: یك دسته "الله اكبر " را كنار می گذاشتند، سوت می زدند و كف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود كه این قضیه مرگ بر آمریكا منسی بشود.

امام روح‌الله بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به لزوم مبارزه با استكبار جهانی تاكید داشته و نماد این استكبار را آمریكا می‌دانستند؛ در اوایل انقلاب كه برخی‌ از گروه‌ها و جریان‌های سیاسی با طرح شعار‌های انحرافی تلاش كردند تا شعار مرگ بر آمریكا را از شعارهای انقلاب حذف كنند،‌ حضرت امام روح‌الله(ره) هوشمندانه در برابر این جریان ایستادگی كردند و فرمودند: "پای نطق و سخنرانی یك نفر آدمی كه با آنها دوست است كف می زنند و سوت می كشند و آمریكا را از یاد می برند. خط این بود كه اصلا آمریكا منسی بشود. یك دسته شوروی را طرح می كردند تا آمریكا منسی بشود."

در این گزارش به بازخوانی فرمایشات امام خمینی(ره) پرداخته‌ایم:

"....نباید ما فراموش كنیم كه در جنگ با آمریكا هستیم. ما در جنگ با آمریكا و تفاله های آمریكا (هستیم)، این تفاله هایی كه قالب زدند خودشان را و ما غفلت كردیم، الان هم هستند. باید هر یك از اینها را شناسایی كنید و به دادگاهها معرفی كنید، ننشینید كه باز یك جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی كنند كار ندارند به این كه كی كشته بشود وكی از بین برود، دشمنی خصوصی هم با هیچ كدام ندارند. خوب ، هفتاد و چند نفر از بهترین جوانان ما را كه از بین بردند، اینها با افرادشان یك آشنایی نداشتند، نمی شناختند،اما می خواستند یك شلوغی بشود، یك انفجاری حاصل بشود و مردم از صحنه بیرون بروند و دیدند كه خیر، عكس شد مطلب مردم . این شهادت اسباب این شد كه همه با هم منسجم بشوند. این اسباب این شد كه مشت این ادعا كن‌ها كه ما برای آزادی و برای كذا می خواهیم زحمت بكشیم و باید این ملت آزاد باشد و كذا، مشت اینها باز شد كه اینها ازچه سنخ آزادی می خواهند؛ آزادی انفجار! آزادی انفجار اینها می خواهند. اینهامی خواستند كه این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یك سال دیگر بسیاری ازجوانهای ما را منحرف كنند آزادانه و بسیاری از كارهایی كه می‌خواهند مخفیانه انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند، برای اینكه، آزادی است! بی‌جهت نیست كه در آن نقطه‌ای با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت می زنند و كف می زنند. امام مظلوم ما به شهادت رسیده ، روز شهادت امام مظلوم ما، پای نطق و سخنرانی یك نفر آدمی كه با آنها دوست است كف می زنند و سوت می كشند و آمریكا را از یاد می برند. خط این بود كه اصلا آمریكا منسی بشود. یك دسته شوروی را طرح می كردند تا امریكا منسی بشود، یك دسته "الله اكبر " را كنار می گذاشتند، سوت می زدند و كف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود كه این قضیه مرگ بر امریكا منسی بشود..." (صحیفه امام ج 15 ص29)

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

میلاد با سعادت حضرت امام رضا بر پیشگاه امام زمان و بر شما دوستان مبارک باد
موضوع: 88/08/07 22:4

زادگاه
هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلي

لقبها
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

 

مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت ?رضا? است و در سبب اين لقب گفته اند: ?او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.?

مادر امام
در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند.

زاد روز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاي (148 و 151 و 153ق) و در روزهاي جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذي القعده ناميده اند.

روز شهادت
روز وفات آن حضرت را نيز به سالهاي (202 و 203 و 206ق) دانسته اند.
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148ق) يعني همان سال وفات امام صادق عليه السلام بوده است، چنان كه مفيد، كليني، كفعمي، شهيد، طبرسي، صدوق، ابن زهره، مسعودي، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزي و كساني ديگر اين نظر را برگزيده اند.
در باره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال(203ق) است.
بنابر اين روايت، عمر آن حضرت 55 سال مي شود كه 25 سال آن را در كنار پدر خويش سپري كرده و 20 سال ديگر امامت شيعيان را بر عهده داشته است.
اين 20سال مصادف است با دوره پاياني خلافت هارون عباسي، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايي ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سر انجام دوره اي از خلافت مأمون.

فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براي ايشان ذكر كرده اند، اما چنان كه علامه مجلسي مي گويد: حداكثر تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.
به دسيسه مامون و با  سم او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در قبله قبه هاروني سراي حميد بن قحطبه طايي به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناي شيفتگان است.

 

... همراه با کبوتران حرم 

خورشيد، در حال غروب است و هفت ستاره روشن در آسمان، آغوش گشوده هشتمين اخترند.

کبوتران بال مي زنند آسماني را که چشم هايمان سال هاست به آن دوخته شده، صداي بال کبوتران در صداي سنج عزاداران مي پيچد و خواب مسموم انگورهاي پيچيده بر خوشه هاي حادثه آشفته مي شود، خورشيد، ذره ذره در عطش چشم هايش رسوب مي کند...

امام رضا عليه السلام سجده کردن بر معبود را نزديک ترين حالت بنده مي داند و می فرمايند:

?نزديک ترين حالت بنده به خداوند متعال، در حال سجده است و اين همان قول خداوند تبارک و تعالی است که فرمود: سجده کن و نزديک شو. ?

هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.

بيشتر دوران امامت امام رضا (ع) در زمان خلافت مامون بود. مامون كه يكي از مكارترين و زيرك ترين خلفاي عباسي به شمار مي آمد. پس از قتل برادرش امين و به دست گرفتن قدرت، مرو را مركز حكومت خود قرار داد و با بهره گيري از هوش وزير خود فضل بن سهل پايه هاي حكومت خود را مستحكم كرد.
انـگيزه هاى سياسى  مانند: جذب ايرانيان، سركوب نهضتها و قيامهاى علويان، مشروع جـلـوه دادن حـكومت خود، مامون را وادار كرد به امام پيشنهاد ولايت عهدي دهد ولي از اين روى، امام رضـا (ع) از پـذيرش پيشنهاد مامون سر باز مى زد. به هر حال امام رضا (ع) درنهايت، ولايت عهدي را با قيد شرايطي پذيرفت. پس از مراسم بيعت اجبارى، در حضور مردم و ديگران فرمود:

لـنـا عـليكم حق برسول الله و لكم علينا به حق فاذا انتم اديتم الينا ذلك وجب علينا الحق لكم. مـا اهـل بيت، به واسطه رسول خدا (ص) بر شما مردم حقى داريم، شما نيز بر ما حقى داريـد وقتى كه شما حق ما را به ما داديد، بر ما لازم است كه حقوق شما را رعايت كنيم. (بحارالانوار جلد 146)
اگرچه اين پيشنهاد رنگ تهديد و اجبار نيز گرفته بود. مسئله ولايت عهدي با تلاش هاي امام براي افشاگري همراه بود و شرط اصلي دخالت نكردن در عزل و نصب ها كه همان شريك نبودن در حكومت جائر زمان براي حضرت محسوب مي شد، نيز به همين منظور بود و امام بدين ترتيب توطئه هاي مأمون را يكي پس از ديگري خنثي مي كرد و كار بدانجا رسيد كه عرصه بر مأمون تنگ شد و امام رضا (ع) را بزرگترين خطر جدي براي بقاي حكومت خود مي دانست و وقتي دريافت عوام فريبي هاي او در اعلام وليعهدي امام رضا (ع) نيز كارگشا نيست، چاره اي جز به شهادت رساندن امام(ع) براي خود نديد.

سرانجام خورشيد فروزان وجود امام (ع) در روز ۲۹  صفر سال ۲۰۳  ق. غروبي سرخ را به مشرق ايمان نشست و بار ديگر سياست مزورانه عباسي تن به شكست داد.

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

بيانات حضرت آقا در ديدار جمعى از نخبگان علمى كشور
موضوع: 88/08/07 22:2

 

بيانات حضرت آقا در ديدار جمعى از نخبگان علمى كشور

9 ذى‌القعده 1430
 
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
 جلسه‌ى امروز ما با شما عزيزان، مثل هميشه، براى من يك جلسه‌ى بسيار شيرين و اميدبخش بود. حقيقتاً نقطه‌ى اميد اصلى كشور جوانان تحصيلكرده و فرزانه، بخصوص آنوقتى كه اين فرزانگى با تعهد و احساس مسئوليت همراه باشد، هستند. و ديدار شما برادران و خواهران عزيز، فرزندان عزيز من - كه بحمداللَّه ديدار بسيار شيرين و خوبى بود - اين اميد را نه تنها در دل من، در دل مسئولين، بلكه در سطح كشور تقويت ميكند.

اول يك نكته را خطاب به مسئولين محترم - وزراى محترمى كه تشريف دارند و رئيس محترم بنياد نخبگان؛ خانم معاون رئيس جمهور و ديگر مسئولين - عرض بكنم؛ برنامه را، نگاه را، با توجه به اين واقعيتها بايد تنظيم كنيد. امسال آنچه كه انسان ميشنود از جوانِ نخبه‌ى علمى، به طور محسوسى برتر، پخته‌تر و عميق‌تر است از آنچه كه ما سال قبل شنفتيم و از آنچه كه يك سال قبل شنفتيم و به طريق اولى‌ از آنچه كه من ده سال قبل، از جوانان دانشجويمان يا فارغ‌التحصيل‌مان ميشنفتم. من با مجموعه‌ى دانشگاهى هميشه ارتباط داشته‌ام. ميدانيد من هر سالى چند بار به مناسبتهاى مختلف با جوانها مى‌نشينم و از اين جور جلسات داريم؛ صحبت ميكنند، حرف ميزنند، نظرات را بيان ميكنند. من در نفس خودم ارزيابى‌اى فارغ از برنامه‌ريزى‌هاى كلان يا غير كلان كه در كشور هست، دارم. در اين ارزيابى من فاصله‌ى محسوسى مشاهده ميكنم بين آنچه كه امروز ما داريم و آنچه كه ده سال قبل داشتيم؛ يعنى پيشرفت به طور واضح خودش را نشان ميدهد. مسئولين محترم با توجه به اين واقعيت براى آينده برنامه‌ريزى كنند. اين نكاتى كه اين جوانان عزيز اينجا گفتند، دقيقاً همان نكاتى است كه در ذهن انسانى كه فكر ميكند روى مسئله‌ى حركت علمى كشور و آينده‌ى كشور و پيشرفت كشور، وجود دارد. پيداست جوانها عميقاً به مسائل اساسى توجه دارند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |


payegahechamran.blogfa.com & Designer: GholamReza Sedaghati