تبليغاتX
پایگاه شهید چمران شهرستان لاهیجان
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS

دامنه آي آر 3800

معجزات و كرامات جوادالائمه
موضوع: 87/04/22 12:23
 

معجزات و كرامات جوادالائمه

معجزات و كرامات به اذن خداوند سبحان از نشانه های ائمه معصومین (ع) است .

نمود معجزات و كرامات ائمه اطهار(ع) از آغاز دوره امامت امام جواد(ع) به بعد در زندگی و سیره معصومین (ع) از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ چرا كه محدودیت شدید ائمه در این دوره از سوی مخالفین و ظهور فرقه ها و نحله های گوناگون موجب گشت تا امام جواد (ع) و ائمه پس از او برای اثبات حقانیت و امامت خویش بیش از ائمه قبل، از قدرتی كه خداوند سبحان در این خصوص به آنها عطا كرده بود استفاده كنند.

شفای چشم

محمد بن میمون می گوید : به همراه امام رضا(ع) در مكه بودم. به حضرت عرض كردم می خواهم به مدینه بروم، نامه ای برای ابی جعفر بنگار تا با خود ببرم .امام رضا(ع) تبسمی كرد و نامه ای نوشت . به مدینه رفتم در حالیكه چشم هایم به دردی مبتلا بود . به درب خانه امام جواد (ع) رفتم، نامه را تحویل دادم . «موفق» غلام امام گفت : سر نامه را بگشا و در پیش روی امام قرار ده . این كار را كردم، آنگاه حضرت جواد (ع) فرمود : ای محمد وضعیت چشمت چگونه است؟ عرض كردم یا بن رسول الله، همان گونه كه مشاهده می فرمایید بیمار است و نورش رفته است .

حضرت جواد (ع) دستش را دراز كرد، بر چشمم كشید ، بینایی ام چون سالم ترین زمانش گشت . دستها و پاهای حضرت را بوسیدم و در حالی بازگشتم كه بینایی ام را بازیافته بودم و این در زمانی بود كه سن حضرت كمتر از سه سال بود.

-مسندالامام الجواد (ع) ،ص117 ،

- الخرائج والجرائح ،ج1،ص 372

- موسوعة الامام الجواد(ع) ،ج1، ص235

- اثبات الهداه ، ج3 ،338

- بحارالانوار ، ج 50 ،ص 46

- مدینة المعاجز ،ج 7 ، ص372

- كشف الغمة ،ج2، ص365

- حلیة الابرار،ج4، ص540

آزادی از زندان

اباصلت می گوید : پس از دفن حضرت رضا(ع) ، به دستور مأمون یك سال زندانی شدم. پس از یك سال از تنگی زندان و شب نخوابی به ستوه آمدم ، دعا كردم و برای رهایی از زندان به محمد(ص) و آل محمد (ص) متوسل شوم. از خداوند خواستم به بركت آل محمد (ص)در كار من گشایشی انجام دهد .

هنوز دعایم به آخر نرسیده بود كه حضرت ابی جعفر(ع) نجات بخش گرفتاران عالم ، وارد زندان شد و فرمود: ای اباصلت از تنگنای زندان بی تاب شده ای .عرض كردم: به خدا سوگند سخت بی تابم .

فرمود: برخیز، دستی به زنجیرها زد و غل و زنجیرها از دست و پای من بر زمین افتاد. سپس دست مرا گرفت و از كنار نگهبانان زندان عبور داد. نگهبانان در حالی كه مرا نظاره می كردند ، توان سخن گفتن با مرا نداشتند و از زندان خارج شدم. سپس حضرت فرمود : برو در امان خدا كه هرگز نه دست مأمون به تو می رسد و نه دست تو به مأمون.

اباصلت می گوید : همانگونه كه حضرت فرمود تا حال مأمون را ندیده ام.

عیون اخبار الرضا (ع) ،ج 2، ص678

خشك شدن دست نوازنده

محمد بن ریان نقل می كند : مأمون برای رسیدن به هدفش [بد نام كردن حضرت امام جواد(ع) ] همه نوع نیرنگی را در خصوص امام جواد(ع) به كار برد اما هیچ كدام از آنها برای وی سودی نداشت .

به عنوان نمونه پس از به عقد درآوردن دخترش ام الفضل با امام جواد (ع)، صد كنیز زیبا را انتخاب كرد كه هریك جامی پر از گوهر درخشان در دست داشتند. مأمون به كنیزان دستور داد تا پس از نشستن حضرت در جایگاه دامادی به استقبال وی رفته و به او خوشامد گویند. كنیزكان به سوی حضرت شتافتند و خوشامد گفتند ولی امام هیچ التفاتی به آنها نكرد.

در دربار مأمون مردی به نام مخارق كه ریشی بلند وصوتی خوش داشت و عود می نواخت وجود داشت. وی به مأمون گفت من توان آن را دارم كه نقشه ات را - وادار كردن حضرت به لهو و لعب - عملی سازم.

از این رو در مقابل امام جواد (ع) نشست و شروع به خواندن آواز كرد. كسانی كه در آنجا حضور داشتند، گرد مخارق حلقه زدند. هنگامیكه مخارق شروع به نواختن عود و آواز خوانی كرد، امام جواد (ع) سر مبارك خود را متوجه او كرد و بر وی نهیب زد و فرمود: "اتق الله یا ذالعثنون " از خدا بترس ای ریش بلند . دست مخارق از حركت ایستاد، عود از دستش افتاد و دیگر هرگز نتوانست عود بنوازد.

روزی مأمون از بلایی كه بر سر مخارق آمده بود از وی سئوال كرد. مخارق پاسخ داد چون امام جواد(ع) بر من نهیب زد چنان ترسی از هیبت او بر من مستولی شد كه دستم فلج شد و هرگز بهبود نیافت.

الكافی ،ج1،ص 494 - اثبات الهداة ،ج3 ،ص332 - مدینة المعاجز ،ج7 ،ص 303 - حلیة الابرار ،ج4،ص565 - الوافی ،ج3،ص 828 - المناقب ،ج4 ،ص396 - البحار ،ج50،ص61

شهادت عصا بر امامت

یحیی بن اكثم از علمای دربار عباسی می گوید :

روزی برای زیارت قبر رسول خدا (ص) رفته بودم كه امام جواد (ع) را دیدم، با او در خصوص مسائل گوناگونی مناظره كردم، همه را پاسخ داد. به او گفتم : خواستم از شما چیزی بپرسم اما شرم دارم از پرسش.

امام فرمودند : بدون آنكه سئوالت را بپرسی من پاسخ آن را می دهم . تو می خواهی بپرسی امام كیست ؟

گفتم : آری به خدا سوگند همین است ؟!

فرمود: منم.

گفتم: بر این مدعا نشانه و حجتی دارید ؟

در این لحظه عصایی كه در دست امام بود به سخن آمد و گفت :

" اّنه مولایی امام هذا الزمان و هو الحجة "همانا مولای من حجت خدا وامام این زمان است.

الكافی ،ج1،ص 353 - الامام الجواد (ع) من المهد الی اللحد ، ص 72

میوه دادن درخت سدر

شیخ مفید در ارشاد نقل می كند : زمانی كه حضرت جواد (ع) با همسرش ام الفضل از بغداد به مدینه مراجعت كرد، به كوفه كه رسید مردم او را مشایعت كردند، هنگام غروب در خانه مسیب فرود آمد و به مسجد وارد شد.

در صحن مسجد درخت سدری قرار داشت كه هنوز میوه آن به بار ننشسته بود، امام كوزه آبی خواست و در پای آن درخت سدر وضو گرفت و نماز مغرب را با مردم اقامه كرد. امام در ركعت نخست سوره حمد و اذا جاء نصرالله و در ركعت دوم حمد و قل هو الله را خواند. پیش از ركوع قنوت گرفت. پس ازخواندن ركعت سوم تشهد و سلام داد . پس از نماز مدتی در حال نشسته مشغول تعقیبات و ذكر شد، سپس بلند شد و چهار ركعت نماز نافله مغرب را به جای آورد و تعقیب خواند و دو سجده شكر به جای آورد و ازمسجد خارج شد. امام جواد(ع) هنگامی كه به كنار درخت سدر رسید، مردم متوجه شدند كه آن درخت به بار نشسته و میوه داده است. از این جریان شگفت زده شدند و از میوه آن خوردند در حالی كه میوه های سدر هسته نداشت آنگاه حضرت را برای وداع بدرقه كردند.

موسوعة الامام الجواد (ع) ،ج1 ،ص246- الارشاد ،ص323- كشف الغمة ،ج2،ص358 - بحار الانوار،ج83 ،ص100- وسائل الشیعة ،ج6 ،ص 490 - مدینة معاجز،چ7،ص357

منبع: تبیان

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

سالروز ولادت حضرت امام محمد تقی (ع)
موضوع: 87/04/22 12:19

امروز دهم ماه مبارک رجب ۱۴۲۷ هجری قمری سالروز ولادت حضرت امام محمد تقی (ع) است، امام بزرگواری که پس از شهادت پدر در سن پائین به امامت رسید و با کمالات علمی و معنوی خود در راستای روشنگری اذهان عمومی و هدایت و رهبری مردم به شایستگی فعالیت کرد .

ابوجعفر محمد بن علی نهمین امام از امامان دوازده گانه شیعیان و یازدهمین معصوم از چهارده معصوم است.
مشهورترین لقبهای آن حضرت جواد (بخشنده) و تقی (پرهیزگار) است. پدرش امام رضا (ع) و مادرش سبیکه یا ریحانه است.
امام جواد (ع) دهم رجب سال ۱۹۵ هجری قمری بدنیا آمد ، در سال ۲۰۳ هـ.ق پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگی، به امامت رسید دوران هفده ساله امامت او با حکومت مأمون و معتصم، خلفای عباسی، همزمان بود. هنگامیکه امام رضا (ع) به دعوت مأمون از مدینه به توس رفت ، امام جواد (ع) که کودک بود، مانند دیگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدینه ماند و در سال ۲۰۲ هـ.ق برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به مدینه بازگشت.
پس از شهادت امام رضا (ع) مأمون به بغداد رفت ، او که از کمالات علمی و معنوی امام جواد (ع) آگاه بود، ایشان را از مدینه به بغداد دعوت کرد. اما دولتمردان حکومت عباسی و اطرافیان مامون از این اقدام ناخشنود بودند، بویژه آنکه مأمون تصمیم داشت دختر خود، ام الفضل، را به همسری امام جواد (ع) در آورد. مأمون برای آنکه آنها را از مقام علمی و فضل آن حضرت آگاه کند، در بغداد مجلس بحثی، میان او و دانشمندان بزرگ آن روزگار، ترتیب داد. دراین مجلس، امام به پرسشهای علما پاسخ گفت و میزان دانش و هوش وی بر آنان آشکار شد. پس از آن مأمون دختر خود را به همسری امام درآورد.
صغر سن امام(ع) از پدیده های اعجازآمیز اوست که در روحیه حاکمان آن زمان اثری فوق العاده گذاشته بود. وقتی پدر بزرگوارش درگذشت، از عمر امام جواد حدود هشت سال بیش نگذشته بود و در همان سن، عهده دار منصب امامت گردید.
امام(ع ) با پایگاههای مردمی طرفدار و مؤمن به رهبری و امامتش به طور مستقیم در مسائل دینی و قضایای اجتماعی و اخلاقی در تماس بود.
امام جواد (ع) پس از چندی به سفر حج رفت و از آنجا به مدینه بازگشت، و پایان خلافت مامون در آن شهر ساکن بود. پس از مرگ مأمون به دستور معتصم عباسی، در سال ۲۲۰ هـجری قمری امام به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و بنا بر برخی روایتها به دستور معتصم مسموم و به شهادت رسید.
امام جواد (ع) را همه مسلمانان عالمی بزرگ می دانستند. وی انسانی بردبار، نیکو سخن، عابد و بسیار باهوش بود. حدیثهای بسیاری از آن امام، در کتابهای حدیث، از جمله عیون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب و بحارالانوار نقل شده است.

خبرگزارى مهر
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

حلول ماه مبارک رجب
موضوع: 87/04/15 14:13

 

حلول ماه مبارک رجب را به تمامی مسلمین جهان تبریک عرض می کنیم.

 

دعای ماه رجب در هر روز بعد از فرائض

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

به نام خداى بخشاينده مهربان

بگو در هر روز از رجب در صبح و شام و در عقب نمازهاى روز و شب

يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْر وَآمَنُ سَخَطَهُ

اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش

عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا

در هر شرى ايمنى جويم اى كه مى دهد (عطاى) بسيار در برابر (طاعت) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى

مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى

كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من

بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى

به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بگردان از من

بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوص ما

به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و

اَعْطَيْتَ وَزِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ

بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار

راوى گفت پس گرفت حضرت محاسن شريف خود را درپنجه چپ خود وخواند اين دعا را به حال التجا و تضرّع به حركت دادن انگشت سبّابه دست راست پس گفت بعد از اين

يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْمآءِ

اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت

وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّارِ

و جود اى صاحب بخشش و عطا حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ

 

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

نگاهي به عوامل برکت‏زا و برکت‏زدا
موضوع: 87/04/05 11:32

نگاهي به عوامل برکت‏زا و برکت‏زدا

علل خشكسالي در روايات

باغ ميوه

رابطه معنويت و برکت

آنگاه که در سايه سار معنويت و تقوا، برکات معنوي بر مردم باريدن گيرد، برکت‏هاي مادي نيز کم کم رخ مي‏نمايند و در اين گونه موارد ظاهر مي‏شوند:

1. فزوني در نان و غذا: رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مي‏فرمايد: «گرده‏ها و قرص‏هاي نان خود را کوچک بگيريد؛ زيرا با هر قرص کوچک ناني، برکت وجود دارد.»

2. برکت در مال: با بخشش و انفاق مال، برکت مال فزوني مي‏يابد و علي عليه‏السلام هم در اهميت اين امر مي‏فرمايد: «برکة المال في الصدقه.»

3. فرزند صالح: داشتن فرزندان صالح، از مظاهر خير و برکت است. امام باقر عليه‏السلام درباره خيرآوري فرزند مي‏گويد: «هيچ فرزندي بر عبدالمطلب هديه نشد که برکتش از علي عليه‏السلام بيشتر باشد؛ مگر پيامبر خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله.»

رسول گرامي اسلام در هشداري مي‏فرمايد:

هرگاه خداوند بر امتي خشمگين شود و آنگاه بر آنان عذاب نازل نگرداند؛ نرخ‏هاي آنان را بالا مي‏برد، عمرهاي آنها را کوتاه مي‏کند، تجارت‏شان را به سود نمي‏رساند، ميوه‏هاي درختانشان را سالم و بي‏آفت نمي‏کند، چشمه‏ها و نهرهاي آن‏ها را پر آب نمي‏گرداند و باران را از آنان دريغ مي‏دارد.

اين برکت‏ها در سايه عبادت و حق‏گرايي و وظيفه‏شناسي تداوم مي‏يابد. دعا و ارتباط با خداوند، برکت‏هاي زندگي را زياد مي‏کند. احترام به بزرگترها نيز در افزايش رزق و روزي تأثيرگذار است. در برخي روايت‏ها آمده است: «در سه چيز برکت وجود دارد: معامله مدت دار، قرض به هم دادن و مخلوط کردن گندم و جو براي مصرف خانه، نه براي فروش.»

 

عوامل برکت‏زا

برکت؛ به معناي فزوني، بسياري، خجستگي، يمن، نيک‏بختي و سعادت است.

نظام طبيعت و عالم هستي را نظام علت و معلول و عالم سبب و مسبب دانسته‏اند. در پيدايش و استمرار برکت، نيت‏ها و کردار آدمي نقش به سزايي دارد.

خداوند متعال در قرآن به زيبايي به اين اصل اشاره مي‏کند که:

«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ» (اعراف،‌96)؛‌ و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً برکاتي از آسمان و زمين بر ايشان مي‏گشوديم.

علامه طبرسي در تفسير اين آيه مي‏نويسد:

خداوند مي‏فرمايد: از شرک و گناهان بپرهيزيد تا ما درهاي برکات و خيرات تکامل‏بخش را، از آسمان به وسيله آمدن باران و از زمين به خاطر روييدن گياهان و به ‏وجود آمدن ميوه‏ها نازل گردانيم. همان گونه که حضرت نوح عليه‏السلام به امت خويش وعده داد و گفت: «يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْکُمْ مِدْرارًا» (نوح: 11) البته برکات آسمان به «دعا» و برکات زمين به «آسان انجام شدن حوائج و نيازمندي» هم تفسير شده است.

اگر اعمال بندگان بر اساس معيارهاي الهي شکل گيرد، رضايت خداوند را به همراه خواهد داشت و برکت‏هاي بي‏پايان الهي نصيب‏شان خواهد شد.

علامه طبرسي در تفسير خود مي‏نويسد:

خداوند مي‏فرمايد: از شرک و گناهان بپرهيزيد تا ما درهاي برکات و خيرات تکامل‏بخش را، از آسمان به وسيله آمدن باران و از زمين به خاطر روييدن گياهان و به ‏وجود آمدن ميوه‏ها نازل گردانيم.

امام رضا عليه‏السلام مي‏فرمايد:

خداوند متعال به يکي از پيامبران وحي فرستاد که: «هرگاه من اطاعت شوم، راضي مي‏گردم و آن‏گاه که رضايت داشتم، برکت مي‏دهم و برکت من هم بي‏پايان است.»

گفتني است در سايه اجراي عدالت، جامعه به کمال معنوي مي‏رسد و در اين صورت، عنايت الهي شامل حال آنان مي‏گردد و پس از آن، بارش برکات را شاهد خواهيم بود، چنان که حضرت علي عليه‏السلام به اين مهم اشاره مي‏کند که: «بِالعَدْلِ تَتَضاعَفُ الْبَرَکاتُ؛ به سبب عدل، برکات چند برابر مي‏شود.»

از اين سخنان بر مي‏آيد که در برکت، جنبه الهي و معنوي هم بسيار تأثيرگذار است و اين به فزوني، تعالي و ماندگاري نعمت کمک مي‏کند و در نهايت، انسان را به سلامت دنيوي و سعادت اخروي نزديک مي‏سازد.

 

عوامل برکت‏زدا

گناهان و نافرماني‏ها، موجب سلب برکت در مال و عمر و زندگي است. در آيه‏اي آمده است: « وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ» (اعراف: 96)؛ «آنان، يعني قوم هود، صالح، شعيب، نوح و لوط آيات الهي و پيامبران را تکذيب کردند و ما هم آنها را به کيفر اعمال زشت خويش رسانديم.»

باغ ميوه

در بيان اين آيه مرحوم طبرسي مي‏نويسد:

آنان مردمي بودند که مرتکب گناه شدند و پيامبران را تکذيب کردند، خداوند هم درهاي برکت آسماني خود را به روي آنان بست و به خاطر کردار بدشان آنان را گرفتار تنگدستي و مجازات کرد.

ترک نماز، از عوامل برکت زداست. حضرت زهرا عليهاالسلام درباره رخت بربستن برکت از عمر و مال انسان بي‏نماز مي‏فرمايد: «... يَرْفَعُ الله‏ُ الْبَرَکَةَ مِنْ عُمْرِهِ وَ يَرْفَعُ الله‏ُ الْبَرَکَةَ مِنْ رِزْقِه.»

هرگاه کم فروشي در ميان مردم رواج يابد، خداوند آنان را به خشکسالي و قحطي دچار مي‏سازد، چنان که حضرت علي عليه‏السلام درباره زيان‏هاي کم فروشي مي‏فرمايد: «اذا طُفِفَتِ الْمِکْيالُ، اَخَذَهُمُ الله‏ُ بِالسَّنينَ وَ النَّقْصِ.»

همچنين در صورت عدم پرداخت زکات مردم دچار خشكسالي مي‌شوند. حضرت اميرالمومنين عليه‏السلام مي‌فرمايد: «اذا مَنَعوُ الزَّکاةَ، مَنَعَتِ الاْرَضُ بَرَکاتِها مِنَ الزَّرْعِ و الثِّمارِ وَالْمَعادِنِ»؛‌ هرگاه که مردم زکات خود را نپردازند، زمين برکت خود را از زراعت و ميوه‏ها و معدن‏ها دريغ مي‏دارد.

هرگاه کم فروشي در ميان مردم رواج يابد، خداوند آنان را به خشکسالي و قحطي دچار مي‏سازد، چنان که حضرت علي عليه‏السلام درباره زيان‏هاي کم فروشي مي‏فرمايد: «اذا طُفِفَتِ الْمِکْيالُ، اَخَذَهُمُ الله‏ُ بِالسَّنينَ وَ النَّقْصِ.»

اسباب برکت‏زدا در روايت‏ها

ترک امر به معروف و نهي از منکر، عامل ديگر از بين رفتن برکت است، همان گونه که پيامبر گرامي اسلام صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مي‏فرمايد:

تا زماني که مردم امر به معروف و نهي از منکر کنند و بر کارهاي خير به يکديگر ياري رسانند، نعمت‏ها و خيرات از آنها رخت برنمي‏بندد، اما اگر اين دو را ترک کنند، برکات از آنها گرفته خواهد شد.

همچنين از ديدگاه امام علي عليه‏السلام خيانت، يکي ديگر از عوامل برکت زداست و ايشان مي‏فرمايد: «اذا ظهرتْ الخِياناتُ، ارتفعتْ البرکاتُ؛ زماني که خيانت‏ها آشکار شود، برکات از بين خواهد رفت.» در حقيقت، گناهان اخلاقي و اقتصادي و اجتماعي، فاجعه‏هاي دردناک و هستي‏سوز جامعه بشري هستند که باعث خشم خداوند مي‏شوند. رسول گرامي اسلام در هشداري مي‏فرمايد:

هرگاه خداوند بر امتي خشمگين شود و آنگاه بر آنان عذاب نازل نگرداند؛ نرخ‏هاي آنان را بالا مي‏برد، عمرهاي آنها را کوتاه مي‏کند، تجارت‏شان را به سود نمي‏رساند، ميوه‏هاي درختانشان را سالم و بي‏آفت نمي‏کند، چشمه‏ها و نهرهاي آن‏ها را پر آب نمي‏گرداند و باران را از آنان دريغ مي‏دارد.

رباخواري، رشوه‌خواري و ديگر درآمدهاي نامشروع عامل ديگر برکت‏زدايي شمرده مي‏شود، چنان که امام موسي بن جعفر عليهما‏السلام مي‏فرمايد: «به درستي که حرام برکت ندارد و اگر هم نشو و نماي ظاهري داشته باشد، برکتي در آن نيست.»

نکته مهم اين است که شرط دستيابي به برکت‏هاي آسماني و زميني، داشتن ايمان و تقواي بالاست و در پرتو تقرب الهي و اطاعت و فرمان برداري از تعاليم انسان‌ساز اسلامي و دوري از کجروي‏ها و سرکشي‏ها است که خداوند خيرات و برکات خويش را به بندگان هديه مي‏کند.

 

منبع:

رضايي،‌ رحمان، مجله طوبي، ش 1،‌ با تصرف.

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

ولادت حضرت فاطمه (س) و روز مادر
موضوع: 87/04/04 11:32

 ولادت حضرت فاطمه (س) و روز مادر را بر تمامی مادران عالم تبریک عرض می نماییم.

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود:
وقتی خدیجه علیهاسلام با رسول خدا ازدواج کرد، زنان مکه از او دوری کردند و باب رفت و آمد با او را بستند. آنها حتی به او سلام هم نمی‌کردند.
خدیجه تنها بود تا از فاطمه زهرا باردار شد. فاطمه علیهاسلام از شکم مادر با مادر صحبت می‌کرد و او را دلداری می‌داد.
روزی پیامبر اکرم داخل خانه شد و شنید که خدیجه با کسی سخن می‌گوید. پرسید:« با چه کسی صحبت می‌کنی»؟!
خدیجه عرض کرد:« با این طفلی که در شکم دارم. او همصحبت و مونس من است.»
پیامبر فرمود:« ای خدیجه، هم اکنون جبرئیل به من خبر می‌دهد که این طفل، دختری است پاک و مبارک که خدای تعالی نسل مرا از او قرار می‌دهد و فرزندان او را امامان و پیشوایان امت و خلیفه‌های خودش در روی زمین می‌گرداند.»

وقتی ولادت فاطمه نزدیک شد، خدیجه کسی را نزد زن های قریش و بنی هاشم فرستاد تا او را در هنگام زایمان کمک کنند، اما آنها گفتند:« تو حرف ما را نپذیرفتی و با محمد یتیم و فقیر ازدواج کردی؛ ما هم با تو کاری نداریم.»

خدیجه علیهاسلام بسیار غمگین شد؛ اما ناگاه چهار زن بلند قامت گندمگون که گویی از زنان بنی هاشم‌ بودند وارد شدند. خدیجه ترسید! یکی از آنها گفت:« ای خدیجه، نترس. ما فرستادگان پروردگار توایم؛ ما خواهران توایم: من ساره ام، او آسیه، رفیق بهشتی تو است، او مریم، مادر حضرت عیسی علیه السلام، و او « کلثوم»، خواهر حضرت موسی علیه السلام. خدای تعالی ما را فرستاده تا در امر زایمان کمکت کنیم.»

زنان چهار طرف خدیجه نشستند. ناگاه فاطمه زهرا علیهاسلام با بدنی پاک و مطهر به دنیا آمد و چنان نوری از آن وجود مطهر ساطع شد که همه خانه‌های مکه را روشن کرد.
در این هنگام ده حورالعین وارد شدند، با طشت‌هایی پر از آب کوثر و پارچه‌های بهشتی.
بانویی که در جلوی خدیجه نشسته بود، فاطمه علیهاسلام را به آب کوثر شستشو داد و در دو قطعه پارچه سفید که از شیر سفیدتر و از مشک و عنبر خوشبوتر بود پیچید. سپس عرض کرد:« اکنون سخن بگو.»
فاطمه علیهاسلام زبان گشود و فرمود:« اشهد ان لا اله الا الله و انّ ابی رسول الله سید الانبیاء و انّ بعلی سید الاوصیاء و ولدی سادة الاسباط ». (گواهی می دهم که معبودی نیست جز الله و پدرم رسول خدا و آقای همه پیامبران است و شوهرم، علی. بزرگ همه اوصیاء و فرزندانم بزرگ همه خانواده های پیغمبرانند.)

سپس بر آن چهار زن سلام کرد و نام آنها را یکایک بر زبان آورد. زنان به روی زیبای فاطمه اطهر خنده شوق زدند و فرشتگان به یکدیگر بشارت دادند. آری، شادباش ولادت فاطمه زهرا به آسمان‌ها رسید و نور وجودش آسمان را روشن کرد؛ نوری که تا آن زمان ملائکه ندیده نبودند. آن چهار زن، فاطمه علیهاسلام را به دست خدیجه سپردند و گفتند:« او را بگیر که طاهر است و مطهر، پاک و مبارک.»

منابع:

  • بحارالانوار، ج 43، ص 2، ح 1.

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |


Edited By Lahij Soft Group & payegahechamran.blogfa.com & Designer: GholamReza Sedaghati