تبليغاتX
پایگاه شهید چمران شهرستان لاهیجان
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS

دامنه آي آر 3800

ولادت امام رضا (ع)
موضوع: 87/08/17 18:12

ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک آسمان ولایت را به تمامی شیعیان و مسلمانان جهان تبریک عرض می نماییم.

امام رضا علیه السلام و قرآن

این نوشتار بسیار كوتاه، به سیره، رفتار و تعامل حجّت هشتم الهى، حضرت رضاعلیه السلام با قرآن پرداخته و گزارشى ناتمام از سیره قرآنى امام رضاعلیه السلام ارائه مى‏دهد.

گرچه در این گستره، گزارش‏هاى حدیثى و تاریخى، بسیار اندك است. ولى همین اندك كه خوشبختانه در منابع دست اول، به چشم مى‏خورد و به یادگار مانده، به عنوان بهترین رهیافت، تقدیم به دوستداران قرآن مى‏شود.

تلاوت قرآن همراه با اندیشه‏

یكى از یاران و راویان حضرت رضا علیه السلام كه نامش ابراهیم بن عباس است، در تبیین رفتار حضرت با قرآن، گزارش جالبى را ارائه مى‏دهد؛ او مى‏گوید:

امام رضا علیه السلام همه قرآن را در مدت سه شبانه روز تلاوت مى‏كرد و بارها به یاران خود مى‏فرمود: اگر مى‏خواستم قرآن را در كمتر از این زمان، ختم مى‏كردم ولى روش من چنین است كه: هیچ یك از آیه‏هاى قرآن را نمى‏خوانم مگر این كه در آن تأمل و اندیشه مى‏كنم كه در چه زمینه‏اى و در چه زمانى نازل شد، و بدین سبب است كه قرآن را در سه شبانه روز به پایان مى‏رسانم.(1)

گفتمان با قرآن‏

در جای دیگر مى‏گوید: تمام سخنان امام رضاعلیه السلام و پاسخ‏هایى كه به اشخاص مى‏داد و مثال‏هایى كه مى‏فرمود، همه آنها، بر گرفته از آیات قرآن بود.(2)

تلاوت قرآن در هنگام سفر

رجاء بن ابى‏ضحاك، كه یكى از كارگزاران حكومت مأمون و مسئول بردن حضرت از مدینه به خراسان بود، در ضمن گزارش بلندى كه از چگونگى نماز و عبادت و مسائل جانبى آن ارائه نموده است، درباره قرآن خواندن آن بزرگوار مى‏گوید:

چه بسیار، كه در نیمه‏هاى شب از رختخواب خویش حركت مى‏كرد و به تلاوت قرآن مى‏پرداخت، هر گاه به آیه‏اى مى‏رسید كه در آن نامى از بهشت یا جهنم، برده شده بود، آن حضرت مى‏گریست و از خداوند بهشت طلب مى‏نمود و از آتش جهنم به خدا پناه مى‏برد.(3)

راز جاودانى قرآن‏

وقتى در نزد حضرت امام رضا علیه السلام از جایگاه والاى قرآن، سخن به میان آمد، آن بزرگوار در پاسداشت برهان و معجزه بودن این كتاب فرمود:« قرآن، ریسمان و رشته مستحكم و دستگیره نیرومند و راه روشن و تعالى‏بخش خدا است كه انسان را به سمت و سوى بهشت رهنمون مى‏شود و از گرفتار شدن به آتش جهنم نجات مى‏بخشد. این كتاب آسمانى در گستره زمان هرگز كهنگى نخواهد پذیرفت و تلاوت آن بر زبان‏ها دشوار و خسته كننده نیست، راز و رمز این حقیقت آن است كه قرآن فقط براى زمان خاص و امت ویژه‏اى قرار داده نشده، بلكه این كتاب عالى‏ترین دلیل است براى هر انسانى، و هیچ ‏گاه باطل و كاستى در آموزه‏هایش راه پیدا نمى‏كند. بدین سبب كه از نزد پروردگار حكیم و ستودنى نازل شده است.(4)

پى‏نوشت‏ها:

1. لو أَرَدْتُ أَنْ أَخْتِمَهُ أَقَلَّ مِنْ ثلاثٍ لختمتُهُ، لكن ما مَرَرْتُ بِآیَةٍ الاَّ فَكَرْتُ فیها... (عیون اخبارالرضا علیه السلام، ج 2، ص 420، چاپ اختر شمال، 1373 ش/ بحارالانوار، ج 92، ص 204، چاپ مكتبة الاسلامیة، تهران/ مسند الرضا، ج 1، ص 40/ المناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 360، انتشارات علامه، قم.)

2. كانَ كَلامُهُ كُلُّهُ و جوابُه و تمثّله، اِنتِزاعاتٍ مِنَ القرآنِ (همان).

3. كانَ یُكْثِرُ بِالّلیلِ فى‏فراشه مِنْ تلاوةِ القرآن، فاذا مَرَّ بِآیةٍ فیها ذِكر جنّة او نارٍ، بَكى‏، وَ سَأَلَ اللهَ الجنَّة و تَعوّذ باللهِ من النّار. (عیون اخبارالرضا علیه السلام، ج 2، ص 428/ بحارالانوار، ج 92، ص 180 و ج 49، ص 90/ كشف الغمه، على بن عیسى اربلى، ج 2، ص 316، چاپ مكتبة بنى‏هاشم؛ انوارالبهیه، ص 104.)

4. هو حبلُ الله المتین، و عروته الوثقى‏ و طریقته المُثلى ولا یخلقُ على الأزمنِة ولا یغثَ على الألسنة لأنّه لم یُجعَل لزمانٍ دون زمانٍ بل جُعل دلیل البرهان والحجّة على كلّ انسانٍ، لایأتیه الباطل من بین یدیه و من خلفه تنزیل مِن لَدُن حكیم حمید. (مسند الرضا علیه السلام، ج 1، ص 309).

منبع:

كوثر، شماره ( 62 )

ابوالحسن ربّانى سبزوارى

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

فاز دوم پروژه اخير ناتوي فرهنگي تهاجم عليه اسلام با عناصر شكار شده
موضوع: 87/08/16 16:19

فاز دوم پروژه اخير ناتوي فرهنگي تهاجم عليه اسلام با عناصر شكار شده

پيش از اين از قاچاق هنرپيشگان ايراني به هاليوود گفتيم كه بنا به اسناد و مدارك انكارناپذير پروژه اي ديگر از شبكه جهاني ناتوي فرهنگي جهت سربازگيري از جبهه مقابل براي سازماندهي تهاجم جديد به ارزش هاي اسلامي و فرهنگ ايراني به شمار مي رود.
هنرپيشه اي كه با سرمايه مادي و معنوي اين سرزمين به موقعيت كنوني خود رسيده بود را به خدمت گرفتند تا آنچه را ساليان سال خواسته اند به ذهن و افكار ملت ايران ديكته كنند، از طريقي ديگر دنبال نمايند.
پيش از اين گفتيم كه ابتدا از طريق هنرپيشگان ورشكسته و فراري اقدام كردند و با صرف هزينه هاي هنگفت حتي آنها را به مراسم اسكار كشاندند (مثل شهره آغداشلو كه بدون توجه به هويت خود بر عليه ميهن و سرزمين خود در مقابل دوربين دشمنان ايران قرار گرفت تا با ايفاي نقش يك ايراني تروريست، توهين هاي آنان به اين ملت را تكرار نموده و آنچه را خون و گوشت و پوست خودشان است، به ملت نجيب و شريف ايران نسبت دهند و يا «فرزانه تاييدي» هنرپيشه بهايي مسلك فراري كه سال ها پيش با بازي در فيلم ضد ايراني «بدون دخترم هرگز» با ارائه تصويري غيرواقعي از مردم ايران نقش آفريني كرد) تا نسل جوان را اغوا كنند اما تيرشان به سنگ خورد و از آن فقره برايشان آبي گرم نشد. تا اينكه پس از مطالعات بسيار و كار سنگين از طريق شبكه هاي مافيايي خود در داخل كشور (عليرغم موانع مختلف در آمريكا از قبيل تحريم و منع مبادلات اقتصادي و قراردادهاي مالي با طرف هاي ايراني كه حتي در به كارگيري يكي از بازيكنان ورزشي به مشكلات عديده اي برخوردند تا با كارت سبز وزارت امور خارجه آن را حل كردند!) توانستند معدودي از هنرپيشگان درجه دوم و سوم داخلي را به خود جذب كرده و پروژه جديدي را كليد بزنند. خبرهاي موثق حاكي از آن است كه اين شبكه به سراغ بازيگران مختلفي رفته ولي عليرغم وعده و وعيدهاي ريز و درشت نتوانسته اند رضايت آنان را جلب نمايند كه البته اين تلاش ها همچنان ادامه داشته و دارد. پيش از اين گفتيم كه هدف اين تلاش ها نه استفاده از هنر هنرپيشگان ايراني ولو به قصد گيشه و بازار است (باتوجه به حضور حدود تنها 10دقيقه اي گلشيفته فراهاني در يك فيلم 130دقيقه اي، اين مقصود بيشتر روشن مي شود) و نه آنگونه كه برخي ساده لوحان باور دارند جهاني شدن سينماي ايران!! محسوب مي گردد بلكه عقيده اي را مدنظر دارند تا همراه هنرپيشه مذكور مخاطبان ايراني آنها را نيز جذب به اصطلاح زرق و برق و ظواهر نخ نما شده خود نموده و از اين راه به تصور خويش بخشي ولو ناچيز از نسل جوان را با شعر و شعارهاي خود همراه سازند.
اما قسمت دوم پروژه فوق را مدتي پيش در بعضي از نقاط كشور از جمله شهر تهران شاهد بوديم. درحالي كه هنوز كمتر از يك هفته از اكران عمومي فيلم «مجموعه دروغ ها» در تعدادي از شهرهاي آمريكا نگذشته بود،DVD فيلم مذكور از طريق شبكه قاچاق در كنار خيابان ها به فروش رسيد! قطعاً ميليون ها دلار بايستي هزينه شده باشد تا فيلمي كه برخلاف معمول 3 تا 4 هفته زمان مي برد تا از آمريكا به شبكه هاي قاچاق داخلي برسد، در عرض كمتر از 5روز در سطح گسترده اي تكثير و دوبله فارسي گرديده، كاغذ جلد با معرفي هنرپيشه ايراني برايش تدارك ديده شده و در بين دستفروش هاي متعدد براي عرضه در كوچه ها و خيابان هاي شهرها توزيع شود تا به صداي بلند و نام بردن از اسم هنرپيشه ايراني، مردم را با جمله «تازه ترين فيلم آمريكايي با بازي هنرپيشه ايراني رسيد» درحالي كه هنرپيشه ايراني اين فيلم را با يك نقش كاملاً حاشيه اي در كمتر از 8درصد از زمان فيلم مذكور تشويق كنند. به اين ترتيب خانواده هايي كه طبعاً برايشان بازيگران و هنرپيشه هاي خارجي اهميتي نداشته و ندارند، با شنيدن اسم هنرپيشه نام آشناي ايراني جذب دستفروش مربوطه شده و متأسفانه DVD قاچاق شده مذكور را تهيه نمايند.
به راستي قصد شبكه هاي ناتوي فرهنگي چيست كه با صرف ميليون ها دلار بازيگري را به آن طرف آب ها مي كشانند تا فقط در 10 دقيقه از فيلم خود بازيش بدهند (و اين درحالي است كه هزاران مشابه وي را در دسترس دارند) و سپس با هزينه ميليون ها دلار ديگر سعي كنند تا فيلم ياد شده را زودتر از زمان معمول به شبكه هاي قاچاق داخلي برسانند و بعد هم از طريق رسانه هاي داخلي شان تبليغات خود را با بهانه هاي ابلهانه و واهي (از قبيل جهاني شدن سينماي ايران و بازيگر بين المللي و...) براي لانسه كردن فيلم آغاز نمايند؟
نگاهي اجمالي به فيلم مذكور مي تواند پاسخ قانع كننده اي براي سؤال فوق باشد. فيلم «مجموعه دروغ ها» ساخته كارگردان شبه دولتي آمريكايي يعني رايدلي اسكات (كه همواره براي حمايت از روش هاي نظامي گري و سلطه گرانه حاكمان آمريكا فيلم ساخته) در يك جمله، تأييدي ديگر بر لشكركشي هاي اشغالگرانه آمريكا در خاورميانه، سياست هاي سركوبگرانه و تروريستي آن و فريبكاري هايش به بهانه دمكراسي و حقوق بشر بوده و در مقابل با وقاحت، هر آنچه كه اشغالگران و جنگ طلبان آمريكايي لايقش هستند را به اسلام و مسلمانان نسبت مي دهد!


در فيلم «مجموعه دروغ ها» طبق معمول فيلم هاي هاليوودي، اين جاسوسان آمريكايي هستند كه براي نجات ملت ها مي آيند و هر آنچه خشونت و تروريسم است از ناحيه مسلمانان صادر مي گردد! رايدلي اسكات به روالي كه امروزه در محافل استكباري باب است، بنابه خواست اربابان صهيونيستي، نوك حمله خود را متوجه مسلمانان و كتاب آسماني شان گردانده و آيات كلام الله مجيد را مورد وهن قرار مي دهد.
در فيلم «مجموعه دروغ ها» گروه هاي تروريستي نشان داده مي شوند كه با قرائت آيات قرآن به قتل و كشتار دست مي زنند و مأمور آمريكايي را شكنجه مي دهند!!! در مقابل اين اعمال در كمال شگفتي جاسوس و تروريست سازمان سيا (با بازي هنرپيشه معروف آمريكايي) كه علنا در خيابان مردم را به خاك و خون مي كشد، مصداق همان مثل معروف مي شود كه «گربه شد عابد و مسلمانا» و به نصيحت تروريست ها پرداخته و آنها را از چنان جناياتي منع مي كنند!!!!
چه كسي ديگر امروز ترديد دارد كه اغلب اين گروه هاي تروريستي اعم از القاعده و طالبان و... دستپخت سازمان هاي اطلاعاتي امنيتي غرب و به خصوص آمريكا هستند كه به جان ملت ها انداختند تا بتوانند لشكركشي هايشان را توجيه نمايند؟ به قول بي نظير بوتو نخست وزير فقيد پاكستان كه قبل از ترور خود اعلام كرده بود، در ايجاد پروژه طالبان فكر از انگليس، برنامه ريزي از آمريكا، پول از عربستان و اجرا از پاكستان بود. ضمن اينكه او نقش محوري اسرائيل را از ياد برده بود درحالي كه خود جريان اصلي سينماي آمريكا سال گذشته در فيلمي به نام «جنگ چارلي ويلسن» براساس ماجراي واقعي سناتور دمكرات سناي آمريكا در تجهيز و تقويت طالبان، به روشني حضور صهيونيست ها را در پشت تشكيلات تروريستي طالبان بيان كرده بود. اخيرا نيز علاوه بر كتابي كه درباره روابط پس پرده انگليس و طالبان انتشار يافت، اظهارات سفير اين كشور در كابل نيز بعد تازه اي به مقوله ارتباط غرب با گروه تروريستي فوق بخشيد كه خواستار مذاكره با سران آن شده بود و آنان را تنها گروه تعيين كننده در افغانستان دانسته بود.
اما در اين بين و در فيلم «مجموعه دروغ ها» گلشيفته فراهاني نقش پرستاري اردني را بازي مي كند كه اصليتي دومليتي (ايراني- فلسطيني) داشته و در دو صحنه فيلم به پانسمان همان جاسوس آمريكايي (كه از قضا اصليتي صهيونيستي دارد و در صحنه اي از فيلم با همين لقب از سوي اردني ها خطاب مي شود) مي پردازد تا كم كم وي را عاشق خود كند. در واقع كاراكتر وي همان نقش زن فريبكار است كه در اين گونه فيلم ها (مثل جيمزباند و امثال آن) قهرمان فيلم را به خود جذب كرده و در واقع وي را به طعمه اي بدل مي سازد. در فيلم «مجموعه دروغ ها» نيز اين زن با همكاري سازمان امنيت اردن، جاسوس سيا را فريب داده تا وي به هواي ربوده شدنش توسط تروريست ها به دام آنها بيفتد و محل اختفايشان را روشن گرداند. و همه اين صغري وكبري چيدن ها براي تبليغات بي واسطه كانون هاي پشت صحنه توليد اين فيلم ها كه تحقيقا ازكانون هاي صهيونيستي هستند جهت اسلام زدايي، تكرار اتهام هاي هميشگي عليه ايران و مسلمانان (اين بار گوش مخاطباني كه ممكن است غوغاي آنها را از رسانه هاي وابسته نشنيده و نديده باشند) و رخنه در افكار ديني و ميهني ايرانيان براي توطئه هاي بعدي شان است. اگر پيش از اين با عناصر خودي حملات فوق را انجام مي دادند متأسفانه اين بار با جذب نيرو از اين سو، تهاجم خويش را سازمان داده اند.



به نقل از مجله «زن روز»

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

بار ديگر،بيعت نسل امروز
موضوع: 87/08/08 20:47

تصاویری از دیدار پرشور هزاران نفر از دانش آموزان و دانشجویان

۰۸/۰۸/۱۳۸۷

 

بقیه عکس ها در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

عنایت شهدا - نماز عشق در دهلاویه
موضوع: 87/08/08 11:20

بسمه تعالی

در شکل گیری انقلاب و هشت سال حماسه،شهدا بند پوتین های خود را بستند و با سلاح خود در مقابل استکبار،ایستادند.

امروز نیز این لیاقت را در ما ندیدند و دوباره با پلاک ،استخوان و ارواح پاکشان ما را هدایت می کنند و در مقابل استکبار می ایستند.

این کلیپ عنایت خدا به دانشجویانی است که در نماز خود خالصانه گفتند:

شهدا شرمنده ایم

 

در ضمن این کلیپ برای موبایل و فرمت3gp هست.

ميتونيد اين فيلم را از اینجا دانلود كنيد.

(منتظر نظرات سبزتون در مورد اين فيلم هستم)

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

آنقدر چرخید تا به آسمان رسید
موضوع: 87/08/08 11:16

  آنقدر چرخید تا به آسمان رسید

شهید سعید صوقانی

گفت و گو با خانواده شهید سعید طوقانی پهلوان 7 ساله

 

وقتی از خیابان های محله گذر می كنیم و از كوچه ها رد می شویم، ناخودآگاه چشممان به تابلوهایی می افتد: «اتوبان شهید همت»، «خیابان شهید اسماعیلی»، «كوچه شهید جعفری». هركدام از این اسامی دنیایی از حرف و خاطره هستند. هر كدامشان بچه محل هایی باصفا بوده اند كه امروز نامشان افتخار محله ماست . ورزشكاران باستانی حتماً شهید «سعید طوقانی» را به یاد دارند. ورزشكاری كه در هفت سالگی بازوبند پهلوانی گرفت. حكایت چرخش های سعید در گود زورخانه، دیدار او با امام خمینی (ره)، ... و اعزام سعید به جبهه، بسیار جذاب و خواندنی است. مادر آن شهید اهل مصاحبه نیستند، ولی پدر و برادرانش خاطراتی از ایشان نقل كرده اند.

نامه ای به امام می نویسد و می گوید: «من به خاطر كمك به شما و اعتراض به وضع موجود، ورزش خودم را ترك می كنم. "

*لطفاً از دوران كودكی سعید بگویید؟

سعید در سال 48 به دنیا آمد. زمانی كه چهار ساله بود او را همراه خودم به زورخانه می بردم، خودم ورزش می كردم و سعید تماشا می كرد. وقتی به خانه برمی گشتیم می دیدم سعید حركات ورزشكاران را تقلید می كند. پنج ساله كه بود ورزش باستانی را شروع كرد و تا هفت سالگی، هفت حركت ورزش باستانی اعم از «میل بازی»، «چرخ زدن» و ... را انجام می داد. آن زمان در ورزشگاه شهید فهمیده امروز در خیابان پارك شهر تمرین می كرد.

*چطور شد كه بازوبند پهلوانی گرفت؟

چه ارزشی داره من مدال به گردنم بیندازم و رفقایم در جبهه تكه تكه شوند.

در سال55 در جشن هنر طوس كه هر سال برگزار می شد500نفر از بزرگان ورزش باستانی حضور داشتند. در شب فینال بازی ها وقتی همه ورزشكاران هنر خود را به نمایش گذاشتند، سعید هفت ساله وارد شد و با اجرای حركات نمایشی، بسیار خوش درخشید، بطوری كه همسر شاه مخلوع از جایش بلند شد و به طرف سعید آمد. همه تعظیم كردند ولی سعید صاف ایستاده بود و تعظیم نكرد و پس از گفت وگو با سعید نشان پهلوانی و بازوبند طلا را به بازوی سعید بست. جالب اینكه سعید از بوسیدن دست او امتناع كرد.

شهید سعید صوقانی

*از ملاقات سعید با امام خمینی (ره) بگویید.

اوج افتخارات سعید سال های55 تا 57 بود. سعید كه آن زمان نه سال بیشتر نداشت، نامه ای به امام می نویسد و می گوید: «من به خاطر كمك به شما و اعتراض به وضع موجود، ورزش خودم را ترك می كنم. "نامه سعید نه ساله در آن زمان و باتوجه به فشارهای ساواك، نشان از شجاعت او داشت.

در یك ملاقات خصوصی كه در قم با امام خمینی (ره) ترتیب داده شده بود، سعید هم حضور داشت. محافظ بیت به سعید می گوید، مقابل امام یكی از چرخ های معروفت را بزن و او در حضور امام چرخ بی نظیری می زند. سعید در سه دقیقه، 300 دور چرخ می زد.

*سعید بعد از انقلاب چه فعالیت هایی داشت؟

سعید پس از پیروزی انقلاب وارد بسیج شد. سطح فكری اش از همسالانش جلوتر بود.در مسجد همیشه فعالیت داشت. دو برادر دیگر هم دارد كه یكی از ایشان شهید شده و دیگری جانباز است. محمد كه از ایشان بزرگتر بود، در عملیات والفجر یك شهید شد. سعید در سال 62چهارده سال بیشتر نداشت. سن اعزام به جبهه هفده سال بود، سعید شناسنامه اش را دستكاری كرد و به جبهه، اعزام شد. در فروردین 63 نامه ای نوشت كه «من دیگر درس نمی خوانم و به جبهه می روم.» سعید در آن زمان در اوج افتخارات ورزشی خود بود. یك برنامه آموزشی از ایشان ساخته شده و در تلویزیون نشان داده می شد. دوستان ایشان كه به مرخصی آمده بودند پس از بازگشت به او می گویند: «تو را توی تلویزیون دیده ایم.» و او با بی اعتنایی می گوید: «ولش كن بگذار همین جوری خاكی عین هم باشیم.» 

*از فعالیت های سعید در جبهه بگویید.

در جبهه با چند تا از بچه ها رفیق می شود و ورزش باستانی را در جبهه راه می اندازند و گودی درست می كنند. حتی در جبهه، ورزش را ترك نمی كنند. چون امكانات نداشتند، با سطل حلبی زنگ درست می كنند و با قابلمه ضرب می گیرند. یكی از بچه ها به نام عباس دائم الحضور مرشد می شود و سعید با اسلحه میل می گیرد. زمانی كه جبهه بود به او می گویند باید برای مسابقات به خارج بروی و او قبول نمی كند و وقتی می گویند در مسابقات داخلی شركت كن می گوید: «چه ارزشی داره من مدال به گردنم بیندازم و رفقایم در جبهه تكه تكه شوند. از فروردین 63تا اسفند همان سال سه بار به جبهه اعزام می شود در تاریخ 22/12/63 شهید می شود.

*لحظه شهادت سعیدچگونه بوده است؟

در یك ملاقات خصوصی كه در قم با امام خمینی (ره) ترتیب داده شده بود، سعید هم حضور داشت. محافظ بیت به سعید می گوید، مقابل امام یكی از چرخ های معروفت را بزن و او در حضور امام چرخ بی نظیری می زند. سعید در سه دقیقه،300 دور چرخ می زد.

آخرین عكس موجود از ایشان دو ـ سه ساعت قبل از شهادت اوست. به همراه دوستان، سوار بر كامیونی هستند و سعید خنده بر لبانش نقش بسته است. سعید در گوشه ای از خاطراتش نوشته«عهد كرده ام با حضرت زهرا (س) كه ببینم ایشان چه كشیده اند.» در عملیات بدر كه با رمز یازهرا (س) شروع شده بود، تیری به پهلوی ایشان اصابت می كند و سعید برای اینكه روحیه بچه ها خراب نشود با علامت دست می گوید هیچی نشده وقتی كه بچه ها برمی گردند دنبال سعید می گردند عباس دائم الحضور در گوشه ای جنازه سعید را پیدا می كند

گمنام

و وقتی در كنار ایشان نشسته است خمپاره ای اصابت می كند و عباس نیز شهید می شود. سعید مفقودالاثر بود و در سال 1376 پیكر ایشان پیدا شد.

منبع:همشهری

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

نامه محرمانه امام(ره)برای پایان جنگ
موضوع: 87/08/03 11:7

نامه محرمانه امام(ره)برای پایان جنگ

اين نامه‌ سال 85 توسط دفتر حجت‌الاسلام هاشمي رفسنجاني منتشر شد. در بخشي از اين نامه مي‌خوانيد: «...گفتم جلسه‌اي تشكيل گردد آتش بس را به مردم تفهيم نمايند. مواظب باشيد ممكن است افراد داغ و تند با شعارهاي انقلابي شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند، صريحا مي‌گويم بايد تمام همتتان در توجيه اين كار باشد. قدمي انحرافي حرام است و موجب عكس العمل مي‌شود. شما مي‌دانيد كه مسئولان رده بالاي نظام با چشمي خونبار و قلبي مالامال از عشق به اسلام و ميهن اسلامي‌مان چنين تصميمي گرفته‌اند خدا را در نظر بگيريد و هر چه اتفاق مي‌افتد از دوست بدانيد...»

به گزارش ايران 1404، متن کامل اين نامه به شرح زير است:

بسم الله الرحمن الرحيم

با ياري خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبياء بزرگوار الهي و ائمه معصومين صلوات عليهم اجعمين حال كه مسئولان نظامي ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ مي‌باشند، صريحاً اعتراف مي‌كنند كه ارتش اسلام به اين زودي‌ها هيچ پيروزي به دست نخواهند آورد و نظر به اين كه مسئولان دلسوز نظامي و سياسي نظام جمهوري اسلامي از اين پس جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نمي‌دانند و با قاطعيت مي‌گويند كه يك دهم سلاح‌هايي را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذارده‌اند به هيچ وجه و با هيچ قيمتي نمي‌شود در جهان تهيه كرد و با توجه به نامه تكان دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكي از ده‌ها گزارش نظامي سياسي است كه بعد از شكست‌هاي اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشيني فرمانده كل نيروهاي مسلح، فرمانده سپاه يكي از معدود فرماندهاني است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ مي‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌هاي شيميايي و نبود وسائل خنثي كننده آن، اينجانب با آتش بس موافقت مي‌نمايم و براي روشن شدن در مورد اتخاذ اين تصميم تلخ به نكاتي از نامه فرمانده سپاه كه در تاريخ 2/4/67 نگاشته است اشاره مي‌شود.

فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسائلي كه در طول پنج سال به دست مي‌آوريم قدرت عمليات انهدامي و يا مقابله به مثل را داشته‌ باشيم و بعد از پايان سال 71 اگر ما داراي 350 تيپ پياده و 2500 تانك و 3000 توپ و 300 هواپيماي جنگي و 300 هليكوپتر... كه از ضرورت‌هاي جنگ در آن موقع است، داشته باشيم مي‌توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندي داشته باشيم. وي مي‌گويد قابل ذكر است كه بايد توسعه نيروي سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا كند، او آورده است البته آمريكا را هم بايد از خليج فارس بيرون كنيم والا موفق نخواهيم بود.

اين فرمانده مهم‌ترين قسمت موفقيت طرح خود را تهيه به موقع بودجه و امكانات دانسته است و آورده است كه بعيد به نظر مي‌رسد دولت و ستاد فرماندهي كل قوا بتوانند به تعهد عمل كنند. البته با ذكر اين مطالب مي‌گويد بايد باز هم جنگيد كه اين ديگر شعاري بيش نيست.

آقاي نخست وزير از قول وزراي اقتصاد و بودجه وضع مالي نظام را زير صفر اعلام كرده‌اند، مسئولان جنگ مي‌گويند تنها سلاح‌هايي را كه در شكستهاي اخير از دست داده‌ايم به اندازه تمام بودجه‌اي‌ است كه براي سپاه و ارتش در سال جاري در نظر گرفته شده بود. مسئولان سياسي مي‌گويند از آنجا كه مردم فهميده‌اند پيروزي سريعي به دست نمي‌آيد شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده است. شما عزيزان از هر كس بهتر مي‌دانيد كه اين تصميم براي من چون زهر كشنده است ولي راضي به رضاي خداوند متعال هستم و براي صيانت از دين او و حفاظت از جمهوري اسلامي اگر آبروئي داشته باشم خرج مي‌كنم، خداوندا ما براي دين تو قيام كرديم و براي دين تو جنگيديم و براي حفظ دين تو آتش بس را قبول مي‌كنيم.

خداوندا تو خود شاهدي كه ما لحظه‌اي با آمريكا و شوروي و تمام قدرتهاي جهان سرسازش نداريم و سازش با ابرقدرتها و قدرتها را پشت كردن به اصول اسلامي خود مي‌دانيم خداوندا در جهان شرك و كفر و نفاق در جهان پول و قدرت و حيله و دوروئي ما غريبيم، تو خود ياريمان كن. خداوندا در هميشه تاريخ وقتي انبياء و اوليا و علماء تصميم گرفته اند مصلح جامعه گردند و علم و عمل را در هم آميزند و جامعه‌اي دور از فساد و تباهي تشكيل دهند با مخالفتهاي ابوجهل‌ها و ابوسفيان‌‌هاي زمان خود مواجه شده‌اند.

خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را براي رضاي تو قرباني كرديم غير از تو هيچكس را نداريم ما را براي اجراي فرامين و قوانين خود ياري فرما، خداوند از تو مي‌‌خواهم تا هر چه زودتر شهادت را نصيبم فرمائي. گفتم جلسه‌اي تشكيل گردد آتش بس را به مردم تفهيم نمايند. مواظف باشيد ممكن است افراد داغ و تند با شعارهاي انقلابي شما را از آنچه صلاح اسلام است دور كنند، صريحا مي‌گويم بايد تمام همتتان در توجيه اين كار باشد. قدمي انحرافي حرام است و موجب عكس العمل مي‌شود. شما مي‌دانيد كه مسئولان رده بالاي نظام با چشمي خونبار و قلبي مالامال از عشق به اسلام و ميهن اسلامي‌مان چنين تصميمي گرفته‌اند خدا را در نظر بگيريد و هر چه اتفاق مي‌افتد از دوست بدانيد، و السلام علينا و علي عباد الله الصالحين.

روح‌الله الموسوي الخميني
شنبه 25 تير67

----------------------------------------
لینک ارجاع به منبع:ایران1404

برگرفته از کانون وبلاگ نویسان مذهبی

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

همه وارد جهنم می شویم!
موضوع: 87/08/01 14:47

همه وارد جهنم می شویم!

جهنم باطن دنیا

شاید با دیدن تیتر مطلب کمی جاخورده باشید.حق دارید اما این عین واقعیت است. واقعیتی که سرنوشت محتوم ماست و به هیچ روی گریزی از آن نیست.

آری بنا بر نص صریح قرآن همه ما روزی وارد جهنم خواهیم شد!

اگر باور ندارید همین الان قرآن را باز کنید، آیه 71 سوره مبارکه مریم را با دقت بخوانید!

چیزی دستگیرتان شد؟!

مطمئنا بهت شما بیشتر خواهد شد وقتی بدانید حتی انبیاء و اولیای الهی نیز مشمول این آیه می شوند. حال چرا و چگونه؟ اصل ماجرا را از زبان علامه ذو الفنون حسن زاده آملی بشنوید:

 

"رسول خدا صلى اله علیه و آله با اصحاب خویش در مسجد نشسته بود، و صداى سقوط هولناكى شنیدند، پس از آن در هراس شدند. آن حضرت فرمود: آیا مى دانید این صدا از چیست ؟

گفتند: خدا و رسولش بهتر مى دانند. فرمود: سنگى هفتاد سال از بالاى جهنم افكنده شده اكنون به قعر آن رسیده است و از سقوط آن این صدا پدید آمد، هنوز كلمات آن حضرت به پایان نرسیده بود كه فغان و فریاد بر مردن منافقى از منافقان مدینه بر آمد و عمر وى هفتاد سال بود. رسول خدا صلى اله علیه و آله فرمود: الله اكبر، صحابه فهمیدند كه این سنگ همان منافق بود، و او از زمانى كه خدایش خلق كرد به جهنم فرو مى رفت ، پس ‍ هنگام مردن در قعر جهنم قرار گرفت خداى تعالى فرمود: منافقان در درجه پایین دوزخند .

از حدیث شریف معلوم مى شود كه جهنم باطن دنیاست ، و مراد از ورود بر آتش در قول حق تعالى "وَإِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْمًا مَّقْضِیًّا" * و مراد ورود بر دنیاست ، و لذا وقتى از آن حضرت در شمول آیه نسبت به ایشان صلى اله علیه و آله مى پرسند، فرمود: جزناها و هى خامدة ما از آن در حال خاموشى عبور كردیم .

یعنى چنگال هاى دنیا در ما فرو نرفت و در دامش نیفتادیم ، و وابستگى هاى آن به دامن ما نچسبید، و افتادن آن منافق در جهنم به این معناست كه حالات وى ملكات رذیله شده ، و رسیدن به قعر جهنم صورت تمكن آنهاست . و علم صحابه به آن واقعه هولناك شگفت آور به تصرف رسول خدا صلى اله علیه و آله در گوش هاى آن ها بوده به گونه اى كه تمثل ملكات آن منافق را به صورت آن صداى هولناك شنیدند.

و این امیدوار به رحمت پروردگارش را بارها شبیه این تمثل روى آورد، از جمله این كه مردى را به صورت كفتار دید، معلوم گردید كه وى رباخور است ، علاوه بر این كه بسیارى از سلاك الى الله را دیده كه نظیر این كشف از احوال و ملكات اشخاص به صور خوش و یا زشت بر طبق آن ملكات به ایشان روى آورد، و برخى از این سلاك ، اساتیدم و برخى از آنها از شاگردانم بودند، ذلكت فضل الله یوتیه من یشاء."

--------------------------

*سوره مریم، آیه 71(و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم مى‏شوید؛ این امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت!)

منبع:

حسن زاده آملی، حسن، عیون مسائل نفس و شرح آن ، ج 2، ص 500.

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

اشك ملائك
موضوع: 87/08/01 14:0

اشك ملائك

دخيل

زین ماتمی كه چشم ملایك ز خون، ترست

گویا عزای صادق آل پیمبرست

یا رب چه روی داده، كزین سوگ جانگداز

خلقی پریش خاطر و، دلها پر آذرست

مُلك و مَلك به ناله و افغان و اشك و آه

چون داغدار، حضرت موسی بن جعفرست

خون می رود ز فرط غم از چشم شیعیان

زیرا كه قلب عالم امكان مكدرست

منصور، شاد گشت ز قتل خدیو دین

اما به خُلد، غمزده زهرای اطهرست

او گرچه كشت خسرو دین را ولی به دهر

نامش به ننگ تا به ابد ثبت دفترست

تن در نداد بر ستم و، این كلام نغز

بر پیروان حق و عدالت مقررست:

آزاد مرد، تن به زبونی نمی دهد

مرگ از حیات در نظر مرد خوشترست

تنها نه اشكبار چشم صفا زین عزا بود

دلهای شیعیان همه از غم مكدرست

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

جاسوسي مدرن
موضوع: 87/08/01 13:56

جاسوسي مدرن

شبکه هاي جاسوسي

مقدمه

جاسوسي اصولا به منظور شناسايي دشمن انجام مي‌شود و اخبار مربوط به دشمن که به وسيله جاسوسان حرفه‌اي جمع‌آوري مي‌شود، به اطلاعات سري مرسوم است. به بيان ديگر جمع‌آوري اطلاعات پنهاني با استفاده از ترفند و فريب را جاسوسي گويند. جاسوسي قديمي‌ترين شيوه جمع‌آوري اطلاعات سري است. جاسوسي از همان ابتداي تاريخ ثبت شده بشر، بخشي از امور سياسي و نظامي بوده اما سيستم مدرن جاسوسي در جريان جنگ جهاني دوم (1945- 1939) و دوره پس از آن معروف به جنگ سرد (1991- 1945) شکل گرفت. در جريان جنگ جهاني دوم، جاسوسي توسط کشور‌هايي که مستقيما با يکديگر در حال نبرد بودند. يعني بريتانيا، فرانسه، روسيه و ايالات متحده آمريکا از يک طرف و آلمان، ژاپن و ايتاليا از طرف ديگر به کار گرفته مي‌شد. در دوره جنگ سرد، جاسوسي توسط دو ابرقدرت يعني ايالات متحده امريکا و اتحاد شوروي استفاده مي‌شد. اين دو ابرقدرت هرگز وارد جنگ فيزيکي و عيني يا جنگ «گرم» با يکديگر نشدند، بلکه قريب به نيم قرن، آنها به جنگ رواني با يکديگر ادامه دادند و در اين ميان جاسوسان هر دو طرف مشغول فعاليت بودند و اين دو برابر قدرت پيوسته يکديگر را به جاسوسي مدرن براي دست‌اندازي بر جهان متهم مي‌کردند. يکي از نتايج اين جنگ «گرم» و «سرد» که بيش از شصت سال به طول انجاميد، پيدايش يک سيستم مدرن و کاملا پيشرفته جاسوسي، شامل سازمان‌هاي سري در سراسر جهان است. بريتانيا، فرانسه، اسرائيل، روسيه از جمله کشورهايي هستند که داراي گسترده‌ترين جامعه‌ها و تشکيلات اطلاعاتي مي‌باشند، اما ايالات متحده آمريکا فعلا داراي بزرگ‌ترين و گسترده‌ترين سازمان و تشکيلات اطلاعاتي و جاسوسي است.

 بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

ناشنیده‌هایی از حاج آقا مصطفی خمینی
موضوع: 87/08/01 13:44

ناشنیده‌هایی از حاج آقا مصطفی خمینی

آقامصطفیامام خمینی

 

در سالروز درگذشت مرحوم حاج آقا مصطفی، وقتی همسر امام، که در کنار امام نشسته و تلویزیون نگاه ‌می‌کردند به ‌امام گفتند: آقا، امسال هم رادیو، تلویزیون برای آقا مصطفی کاری نکرد، امام پس از شنیدن این مطلب، عبارتی به ‌این مضمون به همسرشان فرموده بودند که خانم، به ‌این چیزها کاری نداشته باشید، دعا کنید جایشان در آن عالم خوب باشد.همچنین همسر امام تعریف کرده‌اند که ‌امام پس از درگذشت فرزندشان، نیمی از ثواب اعمال مستحبّی‌شان را به ‌ایشان هدیه کرده‌اند که ‌این امر، نشانگر اوج محبت و لطف حضرت امام نسبت به فرزند مجتهدی است که در اعلامیه آبان سال 56 خود در این زمینه ‌ایشان را امید آینده اسلام معرفی کرده بودند. شاید نسل جوان ما کمتر بداند که مرحوم آیت‌الله حاج آقا مصطفی که بود و چه کرد و چگونه زیست و منزلت علمی ایشان تا چه‌ اندازه بود که ‌امید است رسانه‌های ما دست‌کم برای تنویر افکار این قشر هم که شده، گامی برای رفع این ناشناختگی بردارند و به ویژه منزلت علمی ایشان را که علاوه بر اجتهاد، مفسر قرآن هم بود و کتاب تفسیر حمد ایشان، بهترین سند این مدعاست، به طلاب و دانشجویان حوزه‌های علمیه، معرفی و زهد و سادگی و مبارزات وی را به جامعه بشناسانند.در سال 1342 که ‌امام به ترکیه تبعید شدند، مرحوم حاج آقا مصطفی نیز با فاصله کوتاهی توسط ساواک دستگیر و به ترکیه تبعید شد. در آنجا و پس از آن در دوران سخت تبعید امام در نجف و تا لحظه ارتحال در خدمت پدر ارجمند خود بود و عجیب اینجاست که ‌ایشان در وصیت‌نامه‌ای که نوشته بودند، گویی، از مرگ خود پیش از رحلت پدرشان خبر داشتند،‌ برای همین، حضرت امام را وصی خود در وصیت‌نامه معرفی ‌می‌نمایند.

عجیب‌تر از این، برخورد حضرت امام با خبر مرگ فرزند برومندشان است که وقتی اعضای دفتر با کنایه به ‌ایشان ‌می‌گویند: حال حاج آقا مصطفی خوب نیست و باید به بیمارستان برده شوند، با فراستی که داشتند، فرمودند: اگر مصطفی مرده است، به من بگویید و بعد صدای گریه مرحوم حاج احمد آقا همه چیز را برای ایشان روشن کرده بود. اصحاب امام که در این لحظه سخت در کنار امام بوده‌اند، از شکوه صبر و عظمت حلم امام پس از این مسئله خبر ‌می‌دهند که به رغم آن همه علاقه که به فرزند خود داشتند، در حالی که به زمین خیره شده بودند، انگشتان دست راستشان را به هم چسبانده و به زمین قرارداده و تنها سه بار فرمودند: «انالله و انا الیه راجعون». و تنها جمله‌ای که از ایشان شنیده شد، این عبارت بود که ‌امید داشتم مصطفی به درد اسلام بخورد و اضافه کرده بودند، سعی کنید مستحبات را نسبت به دفن ایشان انجام دهید.در روز تشییع جنازه مرحوم حاج آقا مصطفی، امام فرزندشان را مثل بقیه کسانی که تشییع کرده بودند، تشییع فرموده به منزل بازگشتند و عجیب‌تر آن که در آن روز هم به مسجد برای اقامه نماز جماعت ظهر و عصر رفتند و هم به شهادت مرحوم حاج احمد آقا، برنامه مطالعه کتابی را که روزانه از آن صفحاتی را‌ می‌خواندند و کتاب درسی و حوزوی هم نبود، ترک نکردند و با همان آمادگی و تسلط همه روزه در حوزه درسشان حاضر شدند؛ گویی هیچ اتفاقی برای فرزندشان نیفتاده است. این روحیه حضرت امام، در حالی بود که ‌ایشان به مجرد شنیدن خبر کسالت یا ناراحتی یکی از فرزندانشان، بلافاصله از اعضای دفترشان ‌می‌خواستند ایشان را از حال وی مطلع سازند. از جمله یک‌بار که مرحوم حاج احمد آقا در مجلس شورای اسلامی گفته بود، حال من زیاد خوب نیست، امام که هم‌زمان این برنامه را از رادیو گوش ‌می‌کردند، چنان نگران شدند که بلافاصله با زنگ مخصوصی که در کنارشان بود، یکی از اعضای دفتر را خبرکرده و از او پرسیده بودند، مگر احمد چه شده؟ خبری از او به من بدهید. با وجود درگذشت مشکوک ایشان امام به هیچ وجه اجازه کالبدشکافی پیکرشان را ندادند، چرا که آن را مایه بهانه‌گیری احتمالی بعثی‌ها ارزیابی می‌کردند.

منبع: کتاب سیره امام خمینی جلد سوم
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |


Edited By Lahij Soft Group & payegahechamran.blogfa.com & Designer: GholamReza Sedaghati