تبليغاتX
پایگاه شهید چمران شهرستان لاهیجان
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS

دامنه آي آر 3800

راه طلب حقيقي حق تعالي ( طالب لقاي حق و گداي سمج )
موضوع: 87/09/30 20:13

راه طلب حقيقي حق تعالي ( طالب لقاي حق و گداي سمج )

به حقيقت برو و بگو آمدم ، اگر گفتند اينجا چرا آمدي ؟ بگو به كجا روم و به كدام در رو كنم ؟

اين ره است و دگر دوم ره نيست  ‌**********  اين درست و دگر دوم در نيست

 

اگر گفتند به اذن كي آمدي ؟ بگو شنيدم :

بر ضيافتخانه فيض نوالت منع نيست   **********   در گشاده است و صلا در داده خوان انداخته

اگر گفتند چي آوردي؟  بگو اولا دل شكسته كه از شما نقل است :

در كوي ما شكسته دلي مي خرند و بس   **********   بازار خودفروشي ازآن سوي ديگر است

 

و ثانياً :

             جز نداري نبود دارايي من   **********  طمع بخششم از درگه سلطان من است

 

و ثالثاً :

الهي آفريدي رايگان ، روزي دادي رايگان ، بيامرز رايگان؛ تو خدايي نه بازرگان.

 

اگر گفتند برونش كنيد ، بگو :

نمي روم ز ديار شما بكشور ديگر   **********   برون كنيد از اين در، در آيم از در ديگر

 

اگر گفتند اين جرأت را از كه آموختي ، بگو از حلم شما . اگر گفتند قابليت استفاضه نداري ، بگو قابليت را هم شما افاضه مي فرماييد :   باز اگر از تو اعراض نمودند ، بگو :

به والله، به بالله، به تالله   **********   به حق آيه نصر من الله

كه مو از دامنت دست بر نديرم   **********   اگر كشته شوم الحكم لله

 

اگر گفتند مذنبي ، بگو اولاً شنيدم  شما غفاريد و ثانياً من ملك نيستم ، آدم زاده ام و

ثالثاً :

نا كرده گنه در اين جهان كيست بگو   **********   آن كس كه گنه نكرده و زيست بگو

من بد كنم و تو بد مكافات دهي   **********   پس فرق ميان من و تو چيست بگو

 

اگر گفتند اين حرف ها را از كجا ياد گرفتي؟  بگو :

بلبل از فيض گل آموخت سخن ورنه نبود   **********   اين همه قول و غزل تعبيه در منقارش

 

اگر گفتند چه مي خواهي ؟   بگو :

جز تو ما را هواي ديگر نيست   **********   جز لقاي تو هيچ در سر نيست


منبع:  كتاب مآثر آثار ( حضرت علامه حسن حسن زاده آملي- جلد اول – ص 369 )

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

بازي فلش پرتاب کفش به بوش
موضوع: 87/09/28 17:29

با اقدام شجاعانه خبرنگار عراقي و رمي جمرات دشمن اسلام ديگر مسلمانان و آزادي خواهان جهان ،مانند ايرانيان بي کار ننشسته و اقدام يه ساخت بازي فلشي با عنوان پرتاب کفش به بوش کرده اند که در لينک زير مي توانيد اين بازي را مشاهده کنيد:


http://193.142.30.163/2008/bushgame

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

عید غدیر
موضوع: 87/09/26 7:31

غدیر

واقعه غدیر حادثه اى تاریخى نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست. یک تفکر است، نشانه و رمزى است که از تداوم خط نبوّت حکایت مى کند. غدیر نقطه تلاقى کاروان رسالت با طلایه داران امامت است.
آرى غدیر یک سرزمین نیست،
چشمه اى است که تا پایان هستى مى جوشد، کوثرى است که فنا برنمى دارد، افقى است بى کرانه و خورشیدى است عالمتاب.

 

 

شما می توانید بقیه مطالب از جمله : داستان غدیر خم و سندیت واقعه غدیر خم و مفهوم عید و همچنین اعمال غدیر را در ادامه مطلب مشاهده نمایید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

عید سعید قربان جلوه گاه تعبد
موضوع: 87/09/18 22:25

 

عید سعید قربان جلوه گاه تعبد

 

عيد قربان، جشن رهيدگي از اسارت نفس و شكوفايي ايمان و يقين بر همه ابراهيميان مبارك باد

 

 

 

 

 

عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

 

 

صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.

 

بقیه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

تصاویر برگزاری مراسم پرشکوه روز بسیج در شهرستان لاهیجان
موضوع: 87/09/12 16:41

تصاویر برگزاری مراسم پرشکوه روز بسیج در

شهرستان لاهیجان

با کلیک بر روی هر تصویر می توانید تصاویر را در سایز بزرگ تر مشاهده نمایید

      

     

       

       

      

      

      

اگر تصاوير نمايش داده نمي شوند روي آن ها كليك راست نموده و روي گزينه Show Picture كليك كنيد

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

پیاده روی بسیجیان ورزش دوست شهرستان لاهیجان
موضوع: 87/09/08 23:9

تصاویری از پیاده روی بسیجیان ورزش دوست شهرستان لاهیجان :

با کلیک بر روی هر تصویر می توانید تصاویر را در سایز بزرگ تر مشاهده نمایید.

                   

                

                   

                   

روزهای آتی عکس هایی از برگزاری مراسم با شکوه روز بسیج در شهرستان لاهیجان  قرار میدهم .

امیدوارم مورد توجهتان قرار بگیرد.

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

تحریم کالاهای رژیم صهیونیستی
موضوع: 87/09/08 15:11

تحریم کالاهای رژیم صهیونیستی

بارکد کالاهای رژیم صهیونیستی:

آرم شرکت های حمایت کننده از رژیم صهیونیستی:

دومین تصویر :

این هم مضموم آرم های کوکاکولا و پپسی:

 

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

در سوگ جواد آل محمد(ص) شهادت مظلومانه
موضوع: 87/09/08 14:36

در سوگ جواد آل محمد(ص)

 شهادت مظلومانه

محمد محمدى اشتهاردي

 در مقاله حاضر نويسنده با بيان جريان ازدواج تحميلى امام جواد(ع) با دختر مأمون (ام الفضل) و خيانت او، به تشريح يکى از مناظرات علمى آن حضرت با دانشمندان عصر خود در سن نوجوانى مى پردازد که گوياى عظمت و فضل و کمال آن امام همام مى باشد. نويسنده مقاله، مرحوم حجت الاسلام اشتهاردى از نويسندگان پرکار و باسابقه در عرصه ترويج مبانى و آموزه هاى اسلام و اهل بيت است که در طول عمر پربرکت خود دهها کتاب پرارزش تأليف و ترجمه کرده و تقديم جامعه مسلمانان نمود که کتاب سوگنامه آل محمد يکى از اين ذخاير ارزشمند ايشان است. وى در سال 85 در سالگرد شهادت امام جواد(ع) دعوت حق را لبيک گفت. مقاله حاضر گزيده اى از کتاب فوق الذکر است که به مناسبت سالروز ارتحال آن مرحوم تقديم خوانندگان عزيز مى گردد. ¤¤¤ حضرت محمدتقى امام جواد(ع) در روز دهم رجب سال 195 هجرى در مدينه متولد شد و در آخر ذيقعده سال 220هـ.ق در سن 25سالگى بر اثر زهرى که همسرش ام الفضل به دستور معتصم (هشتمين خليفه عباسي) به او خورانيد، مسموم شد و به شهادت رسيد. مرقد شريفش در شهر کاظمين (نزديک بغداد) است، او يگانه فرزند حضرت رضا(ع) است، و حضرت رضا(ع) غير از او فرزندى نداشت. آن حضرت هفده سال (از سال203 تا 220 هـ.ق) امامت کرد. بيشتر عصر امامت آن حضرت (از سال 203 تا سال 218هـ.ق) در عصر خلافت مأمون بود، و حدود دو سال و نيم آن در عصر خلافت معتصم برادر مأمون بود. جريان ازدواج با ام الفضل امام جواد(ع) هنگام شهادت پدرش حضرت رضا(ع) در مدينه بود و حدود هفده سال داشت، مأمون عباسى در همين سال دختر خود ام الفضل را که نه سال داشت به عقد ازدواج امام جواد(ع) درآورد. توضيح اينکه: پس از شهادت امام رضا(ع) در سال 203 هـ.ق مأمون از خراسان به بغداد رفت (از نظر سياسى براى حفظ حکومت خود چنين صلاح دانست که با امام جواد(ع) پيوند خويشى برقرار کند). مأمون در بغداد نامه اى براى امام جواد(ع) نوشت، و آن حضرت را به بغداد احضار کرد. وقتى که بنى عباس از تصميم مأمون آگاه شدند، زبان به اعتراض گشودند، و از هر سو به او انتقاد کردند، که اگر مأمون اين کار را انجام دهد، ترس آن است که مقام خلافت از بنى عباس به بنى هاشم منتقل گردد. لبه تيز انتقاد آنها اين بود که چرا مأمون خود را آنقدر کوچک مى کند و دخترش را به يک کودک  مى دهد، اين برخلاف شئون و شوکت خلافت است. مأمون مى گفت: درست است که حضرت جواد نوباوه است ولى از نظر علم و کمال، سرآمد همه بزرگان و دانشمندان سالخورده و باتجربه مى باشد، ولى بنى عباس اين سخن را از مأمون نمى پذيرفتند. سرانجام مأمون در بغداد مجالسى تشکيل داد و در حضور سران بنى عباس و ديگران، عظمت علمى و اوج کمال امام جواد(ع) را به آنها نشان داد. امام جواد(ع) قهرمان ميدان علم به عنوان نمونه، مأمون مجلس عظيمى تشکيل داد و علماى بزرگ را به آن مجلس دعوت کرد که يکى از آنها «يحيى بن اکثم» قاضى بغداد و اعلم علماى زمان بود، امام جواد(ع) را در صدر مجلس جاى دادند و مأمون نيز کنار آن حضرت نشست. در آن مجلس، يحيى در حضور اشراف و شخصيتها، پس از اجازه، به امام جواد (ع) رو کرد و گفت: «در حق کسى که در احرام حج بود و حيوانى صيد کرد و آن را کشت چه مى فرمائيد؟». امام جواد(ع) فرمود: اين مسأله داراى شاخه هاى بسيار است: 1- آيا آن محرم در حرم (مکه و اطرافش تا چهار فرسخ) بود يا در بيرون حرم 2-آيا او آگاه به مسأله بود يا ناآگاه؟ 3-آيا او عمدا آن صيد را کشت يا از روى خطا؟ 4-آيا آن محرم آزاد بود يا برده؟ 5-آيا او صغير بود يا کبير؟ 6-آيا اين بار، نخستين بار او به صيد رفتن بود يا قبلا نيز صيد کرده بود؟ 7-آيا آن صيد از پرندگان بود يا غير پرندگان؟ 8-آيا آن حيوان صيدشده، کوچک بود يا بزرگ؟ 9-آيا او به کار خود اصرار داشت و يا  اظهار پشيمانى مى کرد؟ 10-آيا او در شب صيد کرد يا در روز؟ 11-آيا او در احرام حج بود يا در احرام عمره؟ يحيى با شنيدن اين مسائل متحير ماند و هوش از سرش رفت، و درماندگى از چهره اش پديدار گشت و زبانش لکنت پيدا کرد و عظمت کمال و مقام علمى امام بر حاضران معلوم شد. پاسخ سؤالات يازده گانه فوق را از آن حضرت خواستند، آن بزرگوار به هر يک از آن مسائل با بيان  شيوا پاسخ داد. مأمون فرياد زد احسنت، احسنت! و همه حاضران از بيان شيوا و دلنشين امام جواد(ع) حيران شدند، و به عظمت مقام علمى او اعتراف نمودند.(1) در همان مجلس، به تقاضاى مأمون، امام جواد(ع) خطبه و عقد ازدواج را خواند و ام الفضل رسماً همسر امام جواد(ع) گرديد، و مراسم باشکوهى به عنوان عروسى برگزارشد. روى کارآمدن معتصم و شهادت امام جواد(ع) مأمون در هفده رجب ماه 218 هـ.ق از دنيا رفت و برادرش معتصم بجاى او بر مسند خلافت نشست. معتصم که همانند ساير طاغوتها مى خواست همه مردم دربست همچون برده او باشند، و شخص ديگرى داراى شخصيت و پيشرو نباشد، تصميم گرفت امام جواد(ع) را که درمدينه داراى شخصيت و مقام بود به بغداد احضار کند، سرانجام روز 28 محرم سال 220 هـ.ق امام جواد با همسرش به بغداد آمدند. در اين ايام ام الفضل همسر امام جواد(ع) با برادرش جعفربن مأمون با عمويش معتصم  همدست شدند و توطئه قتل امام جواد(ع) را طرح کردند، و چنين تصميم گرفته شد که ام الفضل آن حضرت را با زهر مسموم کند.(2) معتصم و جعفر، براى اينکه مبادا خلافت از بنى عباس به علويين منتقل گردد، به ام الفضل تلقين کردند و به او گفتند: تو دختر و برادرزاده خليفه هستى و احترامت از همه کس لازم است، ولى محمدبن علي(امام جواد) مادر امام هادى را برتو مقدم مى دارد... همين امور باعث شد که ام الفضل تهييج شد و تصميم گرفت شوهرش را مسموم نمايد. معتصم و جعفر سمى را در انگور رازقى تزريق کردند و براى ام الفضل فرستادند، ام الفضل نيز آن را در ميان کاسه اى گذاشت و جلو همسر جوانش امام جواد(ع) نهاد و از آن انگور توصيف بسيار نمود و سرانجام امام جواد(ع) از آن انگور خورد، طولى نکشيد که آنحضرت آثار سم را در جگر خود احساس نمود و کم کم درد شديد بر او عارض گرديد و موجب رنج و ناراحتى سخت امام شد. درهمان حال ام الفضل پشيمان شده و گريه مى کرد، حضرت به او فرمود: چرا گريه مى کني؟ اکنون که مرا کشتى گريه تو سودى ندارد. اين را بدان که بخاطر اين خيانتى که کردى چنان به دردى مبتلا مى شوى که هرگز علاج ندارد، و چنان به فقر و تنگدستى مبتلا گردى که جبران ناپذير باشد. پيش گويى امام درست از آب درآمد و در مخفى ترين اعضاى ام الفضل دردى پديدار گرديد، همه اموالش را در راه معالجه آن مصرف کرد ولى سودى نبخشيد و با نکبت بارترين شکل به هلاکت رسيد و برادرش جعفر نيز در حال مستى به چاه افتاد و جسد بى جانش را از چاه بيرون آوردند.3 بدين ترتيب آن امام بزرگوار در جوانى درحالى که 25 بهار بيشتر از عمرش نگذشته بود اين گونه مظلومانه به شهادت رسيد، او نيز مانند پدرش مهمان و در ديار غربت بود، براستى عجب مهمان نوازى کردند.

1- کشف الغمه ج3ص207 و .208

 2- کامل ابن اثير ج.5ص238 3- الانوار البهيه، محدث قمي، ص298


به نقل از روزنامه کیهان
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

گزيده بيانات ويژه هفته بسيج
موضوع: 87/09/01 16:59

گزيده بيانات ويژه هفته بسيج

بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره):

ــ بسيج شجرة طيبّه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه‌هاي آن بوي بهار وصل و طراوات تعيين و حديث عشق مي‌دهد.

ـ اگر بر كشوري نواي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد.

ـ بار ديگر تأكيد مي‌كنم كه غفلت از ايجاد ارتش بيست ميليوني سقوط در دام دو ابرقدرت جهاني را به دنبال خواهد داشت.

ـ مليت كه در خط اسلام ناب محمدي(ص) و مخالف با استكبار و پول‌پرستي و تحجرگرايي و مقدس‌نمايي است بايد همة افرادش بسيجي باشند.

ـ در اين دنيا افتخارم اين است كه خود بسيجيم.

ـ بسيج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همة مجاهدان از اولين تا آخرين امضاء نموده‌اند.

ـ بسيج مدرسة عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته‌هاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند.

ـ من همواره به خلوص و صفاي بسيجيان غبطه مي‌خورم و از خدا مي‌خواهم تا با بسيحيانم محشور گرداند.

ـ تشكيل بسيج در نظام جمهوري اسلامي ايران يقيناً از بركات و الطاف جلية خداوند تعالي بود كه بر ملت عزيز و انقلاب اسلامي ايران ارزاني شد.

 

ولی امر مسلمین جهان حضرت آيت الله العظمي خامنه‌اي (مدظله العالي):

 ـ‌ بسيج به معني حضور و آمادگي در همان نقطه‌اي است كه اسلام و قرآن و امام زمان (ارواحناه و فداه) و اين انقلاب مقدس به آن نيازمند است.

ـ پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت ولي عصر (ارواحناه و فداه) مهدي موعود عزيز يك پيوند ناگسستني و هميشگي است.

ـ شما جوانان بسيجي و سپاهي و جوانان مؤمن آگاهي را با احساس مسئوليت و شور و شعور همراه كرديد.

ـ نيروهاي نظامي و بسيجي ما مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانه‌اي كه هيچ خدشه‌اي در آن راه ندارد, محسوب مي‌شوند.

ـ انكار بسيج, انكار بزرگترين ضرورت و مصلحت براي كشور است.

ـ اگر بسيج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, كميت اين انقلاب و اين نظام واهمة حركتهاي سازندة اين كشور لنگ است.

ـ انكار بسيج و بي‌احترامي به آن يا نابخردانه است يا خائنانه است.

ـ تا وقتي كه اين كشور و اين ملت به امنيت احتياج دارد, به نيروهاي بسيج, به انگيزة بسيح به سازماندهي بسيجي و به عشق و ايمان بسيجي احتياج است.

ـ فرزندان بسيحي‌ام با حضور خود در هر صحنه‌اي كه لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منكوب سازند.

ـ بسيج, يعني نيروي كارآمد كشور براي همة ميدانها

ـ همه جا چيزي شبيه بسيج هست, تنها به اين درخشندگي, به اين فراگيري, به اين زيبايي, به اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم.

ـ اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم.

ـ نيروي عظيم بسيج مردمي است, اين بسيج در همة قشرها هست.

ـ بسيج, اختصاص به يك منطقة جغرافيايي ويك منطقة انساني و طبقاتي و قشري ندارد, همه جا هست.

ـ ايمان عاشقانه, ايمان عميق, ايمان توأم با عواطف كه از خصوصيات ملت ايران است باعث درخشان شدن بسيج شد.

ـ دانشجوي بسيجي دشمن كمين گرفته  را از ياد نمي‌برد و غافلانه خو و دانشگاه و كشورش را به دست تطاول دشمن نمي‌سپرد.

ـ بسياري از پيشرفتهاي كشور مرهون تفكر بسيجي است.

ـ هريك از آحاد قشرهاي مختلف جامعه كه داراي روحية حساس مسئوليت و ايمان باشد, بسيجي است.

ـ بسياري از پيشرفتها و موفقيتهاي نظام اسلامي در عرصه‌هاي مختلف مرهون تفكر و ميل بسيجي است.

ـ بسيجي يعني علي كه تمام وجودش وقف اسلام بود.

 

رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام حضرت آيت‌الله هاشمي رفسنجاني:

 ـ با حضور نيروهاي بسيج دشمن نمي‌تواند انقلاب را مخدوش كند.

ـ بسيج، بستري مناسب براي حضور در عرصه كاراجتماعي و خدمت به دين و خلق خداست.

ـ بسيج، واژه مقدسي است كه مجاهدات و شهادت طلبي رزمندگان در جبهه‌ها را نزد مردم تداعي مي‌كند.

ـ بسيج خاري در چشم دشمنان و اميدي در دل دوستان و دلسوزان انقلاب است.

ـ بسيج حق بزرگي بر تاريخ ايران و انقلاب اسلامي دارد.


منبع: http://www.fajr.ir
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |


Edited By Lahij Soft Group & payegahechamran.blogfa.com & Designer: GholamReza Sedaghati