تبليغاتX
پایگاه شهید چمران شهرستان لاهیجان
خانه آرشیو عناوین مطالب وبلاگ RSS

دامنه آي آر 3800

پيام رهبر معظم انقلاب به آقای اسماعيل هنيّه نخست وزير دولت قانونی حماس
موضوع: 87/10/28 19:39

پيام رهبر معظم انقلاب به آقای اسماعيل هنيّه نخست وزير دولت قانونی حماس

27/10/1387

بسم‌ الله الرحمن الرحيم

برادر مجاهد جناب آقای اسماعيل هنيّه
سلام‌عليكم بما صبرتم

صبر بيست روزه‌ی شما و مجاهدان دلير و از جان گذشته و آحاد مردم غزه در برابر يكی از فجيع‌ترين جنايات جنگی جهان و تاريخ، پرچم عزت را بر سر امت اسلام به اهتزاز در آورده است. شما ثابت كرديد كه دل سرشار از ايمان به خدا و قيامت و روح منيع و عزيز مسلمانی كه ذلت و تسليم درباره‌ی ظلم و زور را بر نمی‌تابد، آنچنان قدرتی می‌آفريند كه حكومتهای جبّار و مستكبر و ارتشهای مجهّز در برابر آن ناتوان و ذليل‌اند.

ارتشی كه قدرت فداكاری و شهادت‌طلبی شما، آن را بيست روز است پای در گل در پشت دروازه‌های غزه به خفت افكنده همان است كه ظرف شش روز بخشهای عظيمی از سه كشور عربی را زير سيطره‌ی خود در آورد. به ايمان و توكل خود، به حسن ظنّ خود به وعده‌ی الهی،‌ به صبر و شجاعت و فداكاری خود بباليد كه امروز همه‌ی مسلمانان به آن ميبالند. جهاد شما تا امروز آمريكا و رژيم صهيونيست و حاميان آنان و سازمان ملل و منافقان امت اسلامی را رسوا كرده است.
امروز نه فقط ملّتهای مسلمان، كه بسياری از ملتهای اروپا و آمريكا حقانيت شما را از بن دندان پذيرفته‌‌اند. شما همين امروز هم پيروزيد و با ادامه‌ی اين ايستادگی شرافتمندانه دشمن زبون و ضد بشر را باز هم بيشتر به ذلت و شكست خواهيد كشاند. انشاءالله

بدانيد كه "ما وَدَّعَك رَبُّك و ما قَلی" و بدانيد كه "و لَسَوفَ يُعطِيك رَبُّكَ فَتَرضَی" انشاءالله با اينحال حوادث خونين و فاجعه بار غير نظاميان فلسطينی بخصوص كودكان مظلوم و معصوم، دلهای ما را غرق خون كرده است. حوادث ناشی از جنايتهای غاصبان فلسطين كه هر روز چندين بار از همه‌ی كانالهای تلويزيونی ما پخش می‌شود ملت ما را ماتمزده و عزادار ساخته است. اَعظَمَ الله لَكُم الجَزاء وَ عَجَّل لَكُم النَّصر، بدانيد كه وعده‌ی خدا راست است كه فرمود: " وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيز" و فرمود: "وَ مَن جاهَد فَانّما يُجاهِدُ لِنَفسه ..."

خيانتكاران عرب هم بدانند كه سرنوشت آنان بهتر از يهوديان جنگ احزاب نخواهد بود كه خداوند فرمود: "و اَنزَلَ الَّذين ظَاهَرُوهُم مِن اَهلِ الكِتَاب وَ مِن صَيَاصِيِهم ..." ملتها با مردم و مجاهدان غزه‌اند. هر دولتی كه بر خلاف اين عمل كند فاصله‌ی خود و ملّتش را عميق‌تر ميكند و سرنوشت چنين دولتهايی معلوم است. آنها نيز اگر به فكر زندگی و آبروی خودند بايد سخن اميرالمؤمنين عليه‌السلام را به ياد آورند كه فرمود: "المَوتُ فی حَياتِكُم مَقهورين وَ الحَياةُ فی مَوتِكم قاهِرين" به شما و مبارزان غزه و همه‌ی مردم مظلوم و مقاوم شما درود می‌فرستم و در كنار همه‌ی تلاشهايی كه دولت جمهوری اسلامی ايران در حمايت از شما وظيفه‌ی خود دانسته است، شب و روز هم شما را دعا ميكنم و صبر و نصرت را برای شما از خداوند عزيز قدير مسألت می‌كنم.
و السلام عليكم و علی عباد‌الله الصالحين و رحمة‌الله و بركاته
 
سيد علی حسينی خامنه‌ای
18 محرم 1430
26ديماه 1387
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

توجیهات دینی کشتار مردم غزه!
موضوع: 87/10/25 9:21

توجیهات دینی کشتار مردم غزه!

این روزها در تلویزیون و رسانه ها تصاویر قتل عام اهالی غزه را می بینید.صورتهای سوخته ،کودکان گریان و مادران عزادار بر مصائب اهالی خانه هم چنان وجدان ها را می آزارد.

پس از دیدن صحنه های کشتار فجیع مردم غیر نظامی به ویژه زنان و کودکان غزه به دست نظامیان صهیونیست   شاید این

کودک غزه ای و مادرش

سوال هم برای شما به وجود می آید که آیا مگر این نظامیان انسان نیستند؟آیا فطرت بشری در آنها به کمترین میزان وجود ندارد؟ کدام دین،آیین یا ایدئولوژی انجام چنین جنایان جنگی را برای آنان مباح می شمارد؟آیا آنان احساس ندارند؟کدام سیستم تعلیم و تربیت و کدام مبانی فکری در جهان مدرن و عصر حقوق بشر به فرد اجازه می دهد علیه غیر نظامیان دست به کشتار زد؟ما در این نوشتار به دنبال پاسخ به این سوالیم.

برای پاسخ به این سوال باید به این نکته اشاره کنیم که اگرچه نخبگان سیاسی اسراییل می کوشند نظام خود را لیبرال و سکولار معرفی کنند،اما واقعیت آن است که ایدئولوژی صهیونیسم به عنوان برداشت خاصی از یهودیت دارای جنبه های بسیار پیچیده ایست. صهیونیسم یک جنبش قومی‌گرا، و سیاسی است که خواستار بازگشت همه ی یهودیان به سرزمین مادری آنها می‌باشد. صهیونیسم صورت دنیوی و ملت پرستانه ای از یهودیت است که  در اواخر قرن 19 پدید آمد این جنبش نام خود را از «کوه صهیون» در اورشلیم گرفته است ؛ که ظاهرا آرامگاه داوود نبی (ع) در آن قرار دارد . واژه صهیون به تدریج نماد سرزمین مقدس شد بنابر نظر صهیونیست ها، یهودیان خارج از این سرزمین، در تبعید زندگی می کنند و زندگی کامل فقط در آنجا ممکن است .صهیونیسم باوری بر خلاف یهودیت ارتودکس است که امکان بازگشت به سرزمین موعود را قبل از آمدن مسیح اسراییل را غیر ممکن می داند.صهیونیستها همواره بازگشت خود به سرزمین اسراییل را با بازگشت بنی اسراییل در عهد موسی(ع) و یوشع بر مبنای وعده الهی با ابراهیم(ع) مقایسه می کنند.

مدرسه اسراییلی

این فهم سیاسی از عهد عتیق باعث می شود توجهات به برخی فرازهای عهد عتیق(تورات تحریف شده از نگاه ما مسلمانان و برخی کتب دیگر انبیای بنی اسراییل) بیشتر شود و از آن مستمسک برای کردارهای ناپسند سیاسی صهیونیستها پدید آید.این فرازها در طول نظام تحصیلی کودکان اسراییلی –همان سربازها و شهرک نشین های اسراییلی بعدی-بارها مورد تاکید قرار می گیرد.در نظام تحصیلی ابتدایی و متوسطه اسراییل دروس کتاب مقدس با تاکید بر فرازهای ذیل بسیار مورد توجه است:

 

تعلق سرزمین بین نیل تا فرات به فرزندان اسراییل از نگاه یهوه:

در سفر پیدایش آمده است:آن روز خداوند با ابراهیم عهد بست و فرمود:من این سرزمین را از مرز مصر تا رود فرات به نسل تو می بخشم یعنی سرزمین اقوام قینی،قِنِزّی، قَدمونی، حیتّی، فِرزّی، رِفایی، اَموری،کنعانی، جِرجاشی و یِبوسی(سفر پیدایش-15-17).لذا مردم غزه از نگاه یهوه نباید در این منطقه زندگی کنند و یهوه این زمین را به فرزندان ابراهیم و سپس اسحاق بخشیده است!این اصل یکی از اصول مهم اندیشه صهیونیستی است که قلمرو خود را این گونه  تعریف می نماید.در تعلیم و تربیت صهیونیستی بر این اصل بسیار تاکید می شود.

عهد عتیق:آن روز خداوند با ابراهیم عهد بست و فرمود:من این سرزمین را از مرز مصر تا رود فرات به نسل تو می بخشم

آزادی کشتار غیر نظامیان در صورت مقاومت در برابر بنی اسراییل:

در روایتهای توراتی پس از وفات حضرت موسی ،یوشع بن نون عهده دار رهبری بنی اسراییل می شود.آنان پس از نجات از سرگردانی در صحرای سینا به رهبری یوشع به دروازه های فلسطین(کنعان)می رسند و می خواهند اریحا یکی از شهرهای آن را به تصرف خود درآورند.شاید خواندن خود متن سفر یوشع از عهد عتیق برای شما جالب توجه باشد:

یوشع به افرادش دستور داد فریاد بر آورید زیرا خداوند شهر را  به  ما تسلیم کرده است ! این شهر با هر چه در  آن است حرام می باشد، پس آن را بكل نابود کنید و فقط راحاب فاحشه را با کسانی که در خانه او هستند زنده نگهدارید، زیرا او از جاسوسان ما حمایت نمود مواظب باشیدکه چیزی را به غنیمت نبرید، چون همه چیز حرام است . اگر چیزی برای خود بردارید قوم اسرائیل را به مصیبت و نابودی دچار خواهید آرد اما طلا و نقره وظروف مسی و آهنی از آن خداوند خواهد بود و باید به خزانه او آورده شود! پس قوم اسرائیل وقتی صدای بلند شیپور را شنیدند، با صدای هر چه بلندتر فریاد برآوردند. ناگهان حصار شهر اریحا دربرابر اسرائیلی ها فروریخت ! بنابراین قوم اسرائیل از هر سو به داخل شهر هجوم بردند و آن را تصرف آوردند. هرچه که در شهر بود از بین بردند زن و مرد، پیر و جوان ، گاو و گوسفند و الاغ ، همه را از دم شمشیر گذراندند.(یوشع-6/16-22)
عهد عتیق:بنابراین قوم اسرائیل از هر سو به داخل شهر هجوم بردند و آن را تصرف آوردند. هرچه که در شهر بود از بین بردند زن و مرد، پیر و جوان ، گاو و گوسفند و الاغ ، همه را از دم شمشیر گذراندند
سرباز اسراییلی و کودک فلسطینی
شما متوجه می شوید که نظام آموزش و پرورش اسراییلی با پررنگ کردن این فرازها از کتاب مقدس اولا این مفهوم را در ذهن کودکان اسراییلی پدید می آورد که بنی اسراییل قوم برگزیده خدا می باشد.ثانیا ملاک رفتار اخلاقی نیست چرا که یک فاحشه می تواند به صرف جاسوسی برای بنی اسراییل نجات یابد!ثالثا در صورت مقاومت در برابر وعده الهی مبنی بر تعلق اسراییل به بنی اسراییل می توان زن و مرد و پیر جوان و حتی گوسفندها را نیز کشت و مجازات کرد!
نظام تعلیم و تربیت صهیونیستی با تاکید بر چنین فرازهایی از عهد عتیق با روشهای خلاقانه و نوآورانه از کودک پاک- بر مبنای نظر اسلام در کودکی- ماشین های آدم کشی پدید می آورد که کشتارهایی چون غزه را مرتکب می شوند...

سید حسین زرهانی
تبیان

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

شما هم به شیاطین سنگ بیندازید
موضوع: 87/10/17 16:19
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

السلام علیک یا ثارالله(ع)
موضوع: 87/10/15 19:3

 

 

 

زیارت عاشورا و ترجمه آن در  ادامه مطلب...

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

پیام رهبر معظم انقلاب درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه (1387/10/08)
موضوع: 87/10/10 23:12

پیام رهبر معظم انقلاب درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه (1387/10/08)

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه به دست صهیونیستهای جنایتکار، ضمن محکوم کردن شدید همدستی ننگین دولت جنایتکار بوش با صهیونیستها، سکوت و بی اعتنایی سازمانهای جهانی و برخی دولتهای عربی را زمینه ساز این جنایات خواندند و با اعلام روز دوشنبه (فردا) به عنوان عزای عمومی همه مجاهدان فلسطینی، ملتهای مسلمان و آزادیخواه، علما، روشنفکران و رسانه های جهان اسلام را به ادای مسئولیت بسیار سنگین خود در مقابله با جنایات صهیونیزم خونخوار فراخواندند.
متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
جنایت هولناك رژیم صهیونیستی در غزه و قتل‌عام صدها مرد و زن و كودك مظلوم، بار دیگر چهره‌ی خونخوار گرگهای صهیونیست را از پشت پرده‌ی تزویرِ سالهای اخیر بیرون آورد و خطر حضور این كافر حربی را در قلب سرزمینهای اُمت اسلام، به غافلان و مسامحه‌كاران گوشزد كرد. مصیبت این حادثه‌ی هولناك برای هر مسلمان بلكه برای هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطه‌ی جهان بسی گران و كوبنده است، ولی مصیبت بزرگتر سكوت تشویق‌آمیز برخی دولتهای عربی و مدّعی مسلمانی است. چه مصیبتی از این بالاتر كه دولتهای مسلمان كه باید در برابر رژیم غاصب و كافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت میكردند، رفتاری پیشه كنند كه مقامات جنایتكار صهیونیست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با این فاجعه‌آفرینیِ بزرگ معرفی كنند؟
سران این كشورها چه جوابی در برابر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملتهای خود كه یقیناً عزادار این فاجعه‌اند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر كشورهای اسلامی از این كشتار، پس از آن محاصره‌ی طولانی غذائی و داروئی لبالب از خون است.
دولت جنایتكار بوش در واپسین روزهای حكمرانی ننگین خود با همدستی در این جنایت بزرگ، رژیم آمریكا را بیش از پیش روسیاه كرد و پرونده‌ی جرائم خود را به عنوان جنایتكار جنگی قطورتر ساخت. دولتهای اروپائی با بی‌تفاوتی و شاید همراهی خود در این فاجعه‌ی بزرگ،‌ یكبار دیگر دروغ بودن ادعاهای طرفداری از حقوق بشر را ثابت كردند و شركت خود در جبهه‌ی ضدیت با اسلام و مسلمین را نشان دادند. اكنون سئوال من از علماء و روحانیون جهان عرب و رؤسای ازهر مصر این است كه آیا هنگام آن نرسیده است كه برای اسلام و مسلمین احساس خطر كنید؟ آیا هنگام آن نرسیده است كه به واجب نهی از منكر و كلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل كنید؟
آیا عرصه‌ی دیگری عریان‌تر از آنچه در غزه و فلسطین در جریان است در همدستی كُفار حربی با منافقان امّت برای سركوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تكلیف كنید؟
سئوال من از رسانه‌ها و روشنفكران جهان اسلام و بویژه جهان عرب آن است كه تا چه هنگام به مسئولیت رسانه‌ئی و روشنفكری خود بی‌تفاوت خواهید ماند؟ آیا سازمانهای حقوق بشرِ رسوای غرب و شورای باصطلاح امنیت سازمان ملل بیش از این هم ممكن است رسوا شوند؟
همه‌ی مجاهدان فلسطین و همه‌ی مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بی‌دفاع غزه‌اند و هر كس در این دفاع‌ مشروع و مقدس كشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌ محشور شود.
سازمان كنفرانس اسلامی باید در این شرائط حساس به وظیفه‌ی تاریخی خود عمل كند و جبهه‌ی یكپارچه‌ئی به دور از ملاحظه‌كاری و انفعال، در برابر رژیم صهیونیستی تشكیل دهد. باید رژیم صهیونیستی به وسیله‌ی دولتهای مسلمان مجازات شود. سران آن رژیم غاصب باید به جرم این جنایت و نیز محاصره‌ی طولانی مدّت، شخصاً محاكمه و مجازات شوند.
ملّتهای مسلمان میتوانند با عزّم راسخ خود این مطالبات را تحقّق بخشند و وظیفه‌ی سیاستمداران و علما و روشنفكران در این بُرهه بسی سنگین‌تر از دیگران است.
اینجانب به مناسبت فاجعه‌ی غزه روز دوشنبه را عزای عمومی اعلام میكنم و مسئولان كشور را به ادای وظائف خود در این حادثه‌ی غم‌انگیز فرا میخوانم.
وَ سَیعلَمُ ‌الذین ظَلَموا اَیّ مُنقلبٍ یَنقلبون.
سيّدعلي‌ خامنه‌اي
8/دی/1387
29/ذی‌الحجة‌الحرام/1429

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

احياي اقامه نماز در عاشورا
موضوع: 87/10/10 23:4

احياي اقامه نماز در عاشورا

السلام عليک يا ابا عبدالله

نـهـضـت حـسـينى براى احياء دين در همه مظاهر و جلوه‌هايش از جمله (نماز) بود. بُعد معنوى و عبادى زنـدگـى، بـرتـريـن بـُعد حيات است و نماز، بارزترين نشانه حيات معنوى مسلمانان است. با توجّه به اثرات سازنده و تربيتى و بازدارنده اين ارتباط با خدا از مفاسد و منكرات، در اسلام اهميّت ويژه‌اى دارد.

امـام حـسـيـن (عليه السلام) در نهضت عاشورا اهتمام بسيارى به نماز مى‌داد. مهلت شب عاشورا را آن حضرت و يـارانـش بـه نـمـاز و تـضـرّع بـه درگـاه خداوند گذراندند و از تكيه‌گاه خدايى براى نبرد عـاشـورا، مـدد گـرفـتـنـد. عـشـق بـه نـمـاز و نـيـايـش و تـلاوت قـرآن و اسـتـغـفـار و دعـا در دل امـام آن چـنـان بـود كـه بـه بـرادرش عـباس گفت: "از اين گروه بخواه تا نبرد را به فردا بـيندازند و امشب به تاخير افتد، باشد كه به نماز و دعا و استغفار بپردازيم. خدا مى‌داند كه من پيوسته علاقه به نماز و تلاوت آيات الهى داشته‌ام:

«لَعـَلَّنـا نُصَلّى لِرَبِّنَا اللَّيْلَةَ وَ نَدْعوُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ فَهُوَ يَعْلَمُ اَنّى كُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَ تَلاوَةَ كِتابِهِ وَ كَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالاِْسْتِغْفارَ.»(1)

بـه نـقـل تاريخ، شب عاشورا از خيمه اصحاب امام حسين (عليه السلام)، آواى مناجات و زمزمه دعا و تلاوت به گوش مى‌رسيد.

امام روز عـاشـورا پـس از نـمـاز صـبـح، بـا يـاران سـخن گفت و آماده نبرد شدند. ظهر عاشورا وقتى ابـوثـمامه صائدى وقت نماز را به ياد او آورد، حضرت فرمود: نماز را به ياد آوردى! خداوند تـو را از نـمـازگـزاران و ذاكـران قـرار دهـد. آرى ايـنـك اوّل وقـت نـمـاز است. سپس فرمود: از اينان بخواهيد تا دست از جنگ بردارند تا نماز بگزاريم.(2)

سـعـيـد بن عبدالله حنفى نيز هنگام نماز امام، جلوى او ايستاد و همه تيرهاى دشمن را كه به سوى امـام مـى‌آمـد بـه جـان خريد تا آنجا كه نماز امام پايان يافت و او غرق در خون شد و اوّلين شهيد نماز در جبهه كربلا شد.(3)

عـشـق بـه نـمـاز، در پـيـروان راستين ابا عبداللّه الحسين (عليه السلام) بود. عبدالله بن عفيف ازدى كه در كوفه مى‌زيست و در مسجد كوفه آن اعتراض تند را عليه ابن زياد، نسبت به كشتن امام حسين (عليه السلام) كـرد و در نـهـايـت هـم در راه ايـن دفـاع، بـه شـهـادت رسـيـد، بـه نقل مورّخان پيوسته در مسجد بزرگ كوفه بود و تا شب نماز مى‌خواند.(4)

عاشورا

اگـر امـام حـسـيـن (عليه السلام) را احـيـاگر فرهنگ نماز راستين بدانيم ـ آنگونه كه در زيارتنامه‌هاى آن حـضـرت آمـده اسـت ـ سـخـنـى بجاست. امام، هم خودش عبادتى مخلصانه داشت و هم شعائر دين را اقامه مى‌كرد.

در زيارت او مى‌خوانيم:

«اَشـْهـَدُ اَنَّكَ قـَدْ اَقـَمـْتَ الصَّلاةَ و آتـَيـْتَ الزَّكـاةَ ... وَ عـَبـَدْتـَهُ مـُخـْلِصـاً حـَتـّى اَتـاكَ الْيَقينُ.»(5)

در زيـارت مـسـلم بـن عـقـيـل نـيـز ايـن تعبير ديده مى‌شود.(6) همچنين در بسيارى از زيـارت‌هـاى سـيـدالشـهـدا(عليه السلام) بـه ايـن نـكته برمى‌خوريم. اين جايگاه والاى نماز را در نهضت عاشورا و حماسه آفرينان آن نشان مى‌دهد.

پـيـام عـاشـورا، پـيـام اقـامـه نـمـاز و تـربـيـت نـسـلى نـمـاز خـوان و خـدادوسـت و اهـل تـهـجّد و عرفان است. عزاداران حسينى نيز بايد (اقامه نماز) را در درجه نخست اهتمام خويش قرار دهند تا تبعيّت و پيروى خويش را از مولايشان نشان دهند.

امام خمينى(ره) در تاكيد بر همين مساله، از عاشوراى حسينى اينگونه ياد مى‌كند:

«سـيـدالشـهـدا(عليه السلام) در هـمـان ظـهـر عـاشـورا كـه جـنـگ بـود و آن جـنـگ بزرگ بود و همه در معرض خـطـر بـودنـد، وقـتـى يكى از اصحاب گفت كه ظهر شده است، فرمود كه ياد من آورديد نماز را و خـدا تـو را از نمازگزاران حساب كند و ايستاد در همان جا نماز خواند. نگفت كه ما مى‌خواهيم جنگ بكنيم، خير، جنگ را براى نماز كردند.»(7)

 

پي‌نوشت‌ها:

1- ارشاد، شيخ مفيد، ج 2، ص91 .

2- اعيان الشيعه، ج1، ص 606 .

3- وقعة الطّف، ص 232 .

4- همان، ص 266 .

5- التهذيب، ج 6، ص 67 (زيارت وارث) .

6- مفاتيح الجنان، ص 401 .

7- صحيفه نور، ج 12، ص 148 .

برگرفته از پيام‌هاي عاشورا، جواد محدثي .

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

پیامها و دستاوردهای عاشورا از دیدگاه مقام معظم رهبری
موضوع: 87/10/05 23:9
پیامها و دستاوردهای عاشورا از دیدگاه مقام معظم رهبری
 
رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای در موقعیتها و مناسبتهای مختلف در باب عاشورا و قیام امام حسین(ع) مطالبی را بیان کرده اند.
برای مردم ما در طول تاریخ خونین تشیع همیشه دارای پیام بود. در دوران اختناق سیاه اموی و عباسی و در آن روزگاری که ارزشهای والای اسلامی لگدمال اشرافیت عفن اموی و عباسی و دربارهای سلطنت می شد و در روزگاری که شیعیان پاکباز و عاشقان دستگاه امامت و ولایت پایمال شدن حقوق حقه الهیه را در زیر چکمه های قلدران دربار عباسی و اموی مشاهده می کردند و در همه دورانهای اختناق تاریخ، محرم و عاشورا دریچه ای بود که نور و صفا و گرما و امید را به دل شیعیان بر می گرداند و این یکی از شگفتی های آیین ما و مذهب ماست. حادثه کشته شدن ، معمولا یک حادثه تلخ است.
کشته شدن سرداران و رهبران معمولا مایه نومیدی است، در میان ملتهای دنیا چنین است، اما بنازم تفکر انقلابی شورشگر شیعی را و مکتب آموزش فداکاری و جهاد و شهادت را که از چنین حادثه ای که برای همه تلخ است یک غوغای شور و شعف در دل شیعیان به وجود آورد.
و از نقطه ای و واقعه ای که برای همه موجب نومیدی است، سرچشمه جوشان امید را به دل پیروان خود سرازیر کرد. قیام حسینی در طول تاریخ تشیع به همه انسانهای مسلمان بلکه به همه آزادگان عالم امید داد، شور داد، درس داد، خستگی ناپذیری و جهاد و شهادت و بالاخره پیروزی داد. اگر ما می گوییم حسین بن علی پیروز است ، یک دلیل و یک وجه این حرف این است که هر کسی منطق حسینی را در طول تاریخ محور کار خود قرار داد بی بروبرگرد پیروز شد.
منطق حسینی یعنی نترسیدن از مرگ ، منطق حسینی یعنی ترجیح دادن حق بر باطل به هر قیمت ، منطق حسینی یعنی کم نشمردن یاران حق و زیاد نشمردن یاران باطل در هر حجم و عدد، منطق حسینی یعنی امید بی پایان حتی در لحظه ای که علی الظاهر آرزوها غروب می کنند . در غروب روز عاشورا خونین آن وقتی که چشمهای ظاهربین همه چیز را تمام شده تصور می کرد، زینب کبری به برادرزاده اش علی بن حسین امام سجاد (ع) با زبانی که گوئی از متن تاریخ و سنتهای الهی حرف می زند می گفت: برادرزاده روزی این سرزمین، آباد خواهد شد ، این پرچم برافراخته خواهد شد.
این جا کانون دلها و عشقها و جوششها خواهد شد و این جا سرمشقی خواهد شد برای همه کسانی که در راه خدا و حق گام بر می دارند و شد! ما یک روزی در دوران اختناقی اگر نگویم شدیدتر از دوران اختناق عباسی لااقل همانجور، در دورانی که همه چیز تلخی و ناکامی و سیاهی بود به یاد حسین دیدیم دلهایی زنده ماند که باید غمها آن دلها را می میراند اما عشق حسین نگذاشت و دیدیم که با کم بودن عده و عده پرچم پیروزی خون بر شمشیر را به دست گرفت و خون را بر شمشیر پیروز کرد و این درس ماست در انقلاب.

فرازهایی از بیانات مقام معظم رهبری در جمع رزمندگان لشکر امام رضا(ع) - ۲۳ مرداد ۱۳۶۷
نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |

مباهله ترازوي حقانيت اسلام
موضوع: 87/10/05 22:14

مباهله ترازوي حقانيت اسلام

مباهله

محور رسالت پيامبران مي بايست مبتني بر حجت و اقامه دليل تام باشد تا مردم بي جهت پشت سر هر مدعي رسالت به راه نيفتند و هر کس نتواند از احساسات و فطرت خداپرستانه آنان سوءاستفاده نمايد از اين رو خداوند پيامبرانش را با احتجاج هاي گوناگون همراه ساخته است تا براي هر طبقه اي از طبقات جامعه، حجتي موافق درک و فهم آنان اقامه نمايند و هر کس که بخواهد به فرستاده پروردگار ايمان بياورد از روي بينش و بصيرت و آگاهي باشدچنانکه خداوند متعال مي فرمايد: "از آنچه به آن آگاهي نداري، پيروي مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسئولند." (1)

و در آيه 125 سوره نحل نيز خطاب به پيامبر مي فرمايد: "با حکمت و پند و اندرز نيکو به راه پروردگارت، دعوت نما و با آنها به روشي که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن، پروردگارت، از هر کسي بهتر مي داند چه کسي از راه او گمراه شده است و او به هدايت يافتگان داناتر است."

ديني که بر پايه علم و عقل استوار است، همواره از مباني خويش دفاع مي کند زيرا اگر بخواهد بماند و گسترش پيدا کند بايد مردم را با مباني خود آشنا کند چنين ديني با گسترش عقل و علم در جامعه گسترده خواهد شد يعني هم ظهور چنين مکتبي با ظهور فرهنگ علمي و عقلي، هماهنگ است و هم دوام و گسترش آن با دوام و گستردگي آن آميخته است که در اين بخش سخن فراوان وجود دارد.

بهرحال آنکه مي خواهد تابع دين خدا شود بايد بهر نحو ممکن قانع شود و نبايد هيچ گونه اجباري در پذيرش مباني دين حق متوجه او باشد. پس اگر فرد از طبقه انديشمندان و صاحبان خرد است فرستاده خدا از در برهان و استدلال و حکمت وارد مي شود و اگر چنانچه فرد يا افراد از قدرت و قوت عقلي و انديشه والايي برخوردار نبودند اما از دروني بي آلايش بهره مند باشند با موعظه نيکو و نشان دادن محاسن و زيبايي هاي اخلاقي و بکارگيري رفتاري نرم و ملايم و سيره عملي پسنديده آنان را به مسير حق رهنمون مي شود و اما چنانچه فردي جستجوگر و يا بهانه جويي است بايد با وي با جدال احسن و مناظره روبرو شد؛ اما اگر همه راههاي علمي، حسي و اخلاقي به کار گرفته شد و افراد تسليم دين حق نشدند اينگونه نيست که رسول حق در برابر آنان هيچ مسئوليتي نداشته باشد بلکه بايد ببيند آيا راهي وجود دارد که گوشه اي از جلوه جمال و جلال خود را به او بنماياند باشد که هدايت گردند.

 

يعني فرستاده خداوند بايد از تمامي اسباب و ابزار هدايت براي نجات انسانها استفاده نمايد و شيوه پيامبر اعظم (ص) اينگونه بود که از همه افراد و گروهها دعوت بعمل مي آورد و پيام رسالت را به گوش آنان مي رسانيد و باهر طبقه اي متناسب با سطح فکري، و ميزان درکي که داشتند حجت و دليل اقامه مي کرد؛ براي افرادي باذن الله سنگ ريزه را به سخن مي آورد و براي کساني ماه را به دو نيم مي نمود و براي ارباب خرد آيات قرآني را که معجزه جاودانه است تلاوت مي کرد در اين ميان گروهي هم بودند همچون مسيحيان نجران که مي بايست متناسب با روحيه آنان از حربه مباهله استفاده شود؛ مسيحياني که قائل به الوهيت عيساي مسيح(ع) بودند؛ رسول خدا(ص) ابتدا با آنان محاجّه نمود لذا در آيه 6 سوره آل عمران که يک آيه قبل از آيه مباهله است مي فرمايد: "مثل عيسي در نزد پروردگار مثل آدم است" يعني همانگونه که آدم بدون داشتن پدر و مادر آفريده شد عيسي هم از مادري بدون پدر خلق گرديد. استدلال به اين گونه است که حضرت عيسي (ع) در خلقت چيزي زايد بر حضرت آدم (ع) ندارد که او را معبود بخوانيد اگر خلقت او مقتضي الوهيت باشد بايد اين اقتضاء بلکه بالاتر در آدم (ع) تصور شود با اينکه مي دانيد مسيحيان در خصوص حضرت آدم(ع) اعتقاد به الوهيت نداشتند.

مسيحيان نجران در اين بحث و گفتگو تسليم رسول خدا نشدند و استدلال حضرت را نپذيرفتند. خداوند به پيامبرش فرمود: اکنون که از راه علم اليقين با مسيحيان احتجاج کردي و حق روشن شد، اگر آنها بعد از شنيدن برهان و فهميدن حق، از روي عنادورزي آن را قبول نکردند و به ظاهر، شکي براي آنها باقي مانده است، به مباهله و نيايش عليه منکر حق دعوتشان کن.

مباهله، تضرع و ابتهال و لابد است. ابتهال گاهي براي نزول برکات است مانند نماز باران، و طلب نزول رحمت الهي و نجات از خشکسالي است و زماني براي رفع و دفع بلاست مانند آيه 12 درسوره دخان: "رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ" (پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که اينک ما مومنيم) و گاهي هم دعا براي نزول عذابي بر شخص يا گروهي خاص است مانند اين که حضرت نوح (ع) به خداوند عرض کرد: "... رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيارًا( پروردگارا هيچ يک از کافران را بر روي زمين باقي مگذار!) إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا"(چرا که اگر باقي بگذاري، بندگانت را گمراه مي کنند و جز نسلي فاجر و کافر به وجود نمي آورند.)(2)

خداوند به پيامبر (ص) دستور داد که به مسيحيان نجران بگو: بياييد با تضرع از خداي سبحان بخواهيم که لعنت خود را بر دروغ گويان مدعي قرار دهد؛ ما و شما هر دو مدعي هستيم و در اين ادعا حتماً يکي صادق و ديگري کاذب و دروغگو است. ما لعنت خدا را بر دروغگويان از هر گروهي که باشندد طلب مي کنيم.

 

لعن خداوند لفظ نيست بلکه دوري از رحمت است همينکه فرد يا گروه يا امت از رحمت خدا دور شوند گرفتار خشم و قهر الهي مي شوند لذا در روايت آمده است وقتي پيامبر (ص) آنان را دعوت به مباهله کرد گفتند بايد با هم مشورت کنيم حضرت هم مهلت مشورت به آنان داد وقتي با هم به خلوت نشستند رو به يکي از افراد که صاحب راي و خرد بود کردند و گفتند: اي عبدالمسيح تو چه صلاح مي داني؟ او گفت: بخدا سوگند اي گروه نصارا شما خوب مي دانيد که محمد (ص) نبي اي است مرسل، و اين پيشنهادي که او کرده، درباره حضرت مسيح(ع) حق را از باطل جدا کرده و به خدا سوگند هيچ قومي با پيغمبري مباهله نکرده که بعد از مباهله ديري پائيده باشد، بزرگسالان زنده مانده و خردسالانشان به رشد رسيده باشند و شما هم اگر دست به چنين کاري بزنيد، بطور قطع همه ما هلاک مي شويم، اگر جز به حفظ ديني که با آن انس گرفته ايد رضا نمي دهيد و مي خواهيد وضع موجود خود را هرچه هست حفظ کنيد پس با او قراري ببنديد و به ديار خود برگرديد(3)

در تفسير قمي اين ماجرا به اينگونه آمده است که وقتي مسيحيان استدلال پيامبر (ص) را نپذيرفتند حضرت به ايشان فرمود: پس با من مباهله کنيد، اگر من صادق بودم لعنت خدا بر شما نازل شود و اگر کاذب باشم لعنتش بر من نازل شود، مسيحيان گفتند: با ما از در انصاف درآمدي، قرار گذاشتند همين کار را بکنند، وقتي به منزل خود برگشتند، روسا و بزرگانشان مشورت کردند و گفتند: اگر خودش با امتش به مباهله بيايند، مباهله مي کنيم چون مي فهميم که او پيغمبر نيست و اگر خودش با نزديکانش به مباهله بيايد، مباهله نمي کنيم چون هيچکس عليه زن و فرزند خود اقدامي نمي کند مگر آنکه ايمان و يقين داشته باشد که خطري در بين نيست و در اين صورت او در دعويش صادق است، فردا صبح به طرف رسول خدا(ص) براي مباهله آمدند. مسيحيان از اشخاص پرسيدند: اينان چه کساني هستند؟ گفتند آن مرد پسرعم و وصي و داماد اوست و اين دخترش فاطمه(س) است و اين دو کودک دو فرزندانش حسن و حسين عليهما السلام هستند. نصارا سخت دچار وحشت شدند و به رسول خدا(ص) عرضه داشتند: "ما حاضريم تو را راضي کنيم لذا ما را از مباهله معاف بدار،؛ رسول خدا(ص) نيزبا پرداخت ماليات مصالحه و موافقت نمود و نصارا به ديار خود برگشتند. (4)

 

در روايتي از رسول خدا (ص) نقل شده است که حضرت فرمودند: به آن خدايي که جانم بدست اوست هلاکت تا بالاي سر اهل نجران آويزان شده بود و اگر مباهله مي کردند مسخ مي شدند و بيابان در زير پايشان شعله ور گشته سرانجام خداي تعالي نجران و اهلش را منقرض مي کرد حتي مرغان بالاي درختهايشان را مي سوزاند و اما بقيه نصاراي دنيا يک سال طول نمي کشيد که همه هلاک مي شدند و در روي زمين حتي يک نصراني باقي نمي ماند.(5)

باري، داستان مباهله که خداوند درآيه 61 سوره آل عمران بدان پرداخته است يکي از دلايلي محکم و غيرقابل ترديد در فضيلت اهل بيت عصمت و طهارت (ع) به شمار مي رود که تفصيل آن از حوصله اين مختصر بيرون است.

پي نوشت ها:

1- اسراء /36

2- نوح /25 و 26، تفسير موضوعي آيت الله جوادي آملي

3- الميزان ج3/ ص364

4- همان، ص360

5- همان، ص365


منبع: تبیان

نوشته شده توسط سجاد خسروپور | لینک ثابت |


Edited By Lahij Soft Group & payegahechamran.blogfa.com & Designer: GholamReza Sedaghati